|
 |
غیبت و پیامدهای آن
|
عبد الله زکی
مقدمه:
از آنجای که انسان موجودی اجتماعی است و زندگی اجتماعی نیازمند
تفاهم میباشد، خداوند متعال زبان و قدرت تکلم را در نهاد و سرشت
افراد بشر قرار داده، تا در پرتو آن با هم نوعان خویش ارتباط
برقرار نموده و به آسانی ما فی الضمیر خود را به یکدیگر تفهیم
نمایند.
در اهمیت این نعمت و موهبت الهی همین بس که خداوند متعال در قرآن
کریم، در مقام بیان نعمتها و مواهب «نعمت بیان و گفتار» را بعد از
«خلقت و آفرینش انسان» ذکر فرموده است.
علی رغم اینکه «سخن و گفتار» از ارزش و جایگاه ویژهای برخوردار
است، اما اگر به جا و درست از آن استفاده نگردد، ممکن است دست خوش
آفات شده و در نتیجه پیامدهای خطرناک و جبران ناپذیری را به بار
آورد.
یکی از آفات زبان، که از دیرباز انسان کم و بیش به آن مبتلا
میباشد، «غیبت» است؛ بیماری که آسیبها و پیامدهای ناگواری را
متوجه خود فرد و
جامعهی بشری خواهد کرد.
اگر عواملی را که منجر به این بیماری میشوند، مورد بررسی قرار
دهیم، متوجه خواهیم شد که بسیاری از افراد بر اثر عدم آگاهی از
پیامدهای شوم و
ناگوار «غیبت»، مبتلا به این بیماری شدهاند؛ که اگر آثار شوم آن
را میدانستند شاید به این بیماری گرفتار نمیشدند.
بنابراین اطلاع از پیامدهای «غیبت» میتواند نقش مؤثر و چشمگیری در
عدم ابتلا به این بیماری را ایفا نماید.
بنابراین لازم است که بدانیم:
اولا: غیبت چیست؟
ثانیا: چه پیامدهای و آثار زیانباری را به بار میآورد؟
این مقاله سعی بر آن دارد تا با تکیه بر آیات و روایات پیامدهای
غیبت را بررسی نماید.
اهمیت و ضرورت بحث:
همانگونه که قبلا هم اشاره گردید، «زبان و قدرت تکلم» از جمله
بزرگترین نعمتها و موهبتهای الهی به شمار میرود.
اما باید توجه داشت که هر چیزی که از اهمیت و ارزش بیشتری برخوردار
باشد، همانگونه که مسئولیت سنگینتری را بر عهده دارد، خطرات
بزرگتری نیز او را تهدید میکند.
از جمله خطرات که همواره «زبان» را تهدید میکند، بیماری مهلک
«غیبت» است؛ بیماری که انسانها از قدیم الایام با آن دست به
گریبان بوده و همچنان از آن رنج میبرند.
برای محافظت و حراست از این نعمت بزرگ الهی و مقابله با انواع آفات
به خصوص «غیبت»، لازم است تدبیرات
اساسی سنجیده شود.
با توجه به اینکه پیشگیری بهتر از درمان است، در قدم اول باید
فرهنگ پیشگیری از ابتلا به این بیماری را در جامعه نهادینه نماییم
و این مهم، تحقق نمییابد مگر با شناخت دقیق از این بیماری و در
راس آن از پیامدهای آن.
بنابراین پرداختن به پیامدهای غیبت، امر ضروری و حیاتی به نظر
میرسد.
مفهوم شناسی غیبت
غیبت در لغت:
غیبت در لغت به معنای «پشت سر کسی بدگویی کردن،
عیب او را گفتن، زشت یاد کردن»
به کار رفته است.
غیبت در اصطلاح:
غیبت دراصطلاح شرع عبارتست از اینکه: انسان در غیاب و پشت سر مؤمن،
عیوب و نقایص او را در قالب سخن و گفتار یا با اشاره و حرکات بیان
نماید؛ به طوری که اگر بشنود، ناراحت و آزارده خاطر شود.
پیامبر اعظم(ص) در رابطه با تبیین مفهوم «غیبت» میفرمایند:
«أ تدرون ما الغيبة؟
قالوا: اللّه و رسوله أعلم.
قال: ذكرك أخاك بما يكره.»
آيا مىدانيد غيبت چيست؟
پاسخ دادند: خدا و رسولش داناترند.
حضرت فرمودند: ياد كردن توست برادرت را به آنچه خوش نمىدارد.
با توجه به معنای لغوی و اصطلاحی غیبت میتوان چنین نتیجه گرفت که
هرگاه انسان در غیاب کسی به هر شکل و شیوهی عیبی از عیوب او را
بیان نماید، به گونهی که او از شنیدن آن ناراحت شود، غیبت محسوب
میگردد.
از تعریفی که برای غیبت بیان گردید، چند نکته نیز روشن میگردد:
1 - قلمرو عیب:
«فاش ساختن عیب دیگران» عنصری است که موجب تحقق بخشی غیبت میشود.
حال فرق ندارد که آن عیب «جسمانی باشد، یا اخلاقی، در اعمال او
باشد یا در سخنش، و حتى در امورى كه مربوط به او است مانند: لباس،
خانه، همسر و فرزندان و مانند اينها.»
حضرت امام جعفر صادق(ع) در راستای تبیین قلمرو عیوب، چنین
میفرمایند:
«وجوه الغیبة تقع بذکر عیب فی الخلق و الفعل و المعاملة و المذهب و
الجهل و اشباهه...»
غیبت آنست که انسان عیوب (برادر مسلمان خویش را) در مورد اندام،
اعمال، معاشرت و تعامل با دیگران، مذهب، نادانی و نظایر آنها، برای
دیگران فاش سازد.
2
– مصادیق غیبت:
برخی از افراد تصور می کنند که غیبت فقط با گفتن تحقق پیدا می کند؛
در صورتی که اگر «با اشارهی دست، چشم، ابرو، پا، کنایه و گوشه زدن،
نوشتن
و... » صفتی کسی را بیان نماید که او از آن کراهت دارد، آن نیز
غیبت محسوب میگردد.
چنانکه از عایشه نقل شده است:
«دخلت علینا امرأة فلما ولت اومأت بیدی أی قصیرة فقال (ص) اغتبتها»
زنی بر ما وارد شد. وقتی تصمیم گرفت که برود من با دستم اشاره
نمودم که او کوتاه قد است. رسول اکرم(ص) فرمود: با این عمل از او
غیبت نمودی.
3
– تفاوت غیبت با تهمت:
با توجه به تعریفی که برای غیبت بیان گردید، تفاوت آن با تهمت نیز
روشن میگردد؛ زیرا
تهمت عبارتست از نسبت دادن چیزی به مسلمان، که در او نیست.
چنانکه پیامبر اعظم(ص) در بیان روشن، تفاوت غیبت و تهمت را چنین
بیان میفرماید:
«إن كان فيه ما تقول فقد اغتبته و ان لم يكن فيه فقد بهته»
اگر آنچه مىگويى در او باشد غيبتش را كردهاى و اگر در او نباشد
بهتان زدهاى.
از حضرت امام صادق(ع) نیز نقل شده است که فرمود:
«الغيبة أن تقول فى أخيك ما ستره اللَّه عليه... و البهتان أن تقول
فیه ما ليس فيه»
غيبت آن است كه در بارهی
برادر مسلمانت چيزى را بگويى كه خداوند پنهان داشته، و اما
اما بهتان اين است كه چيزى را بگويى كه در او وجود ندارد.
حکم فقهی غیبت:
از آنجای که غیبت، پیامدهای فردی و اجتماعی فراوانی را به بار
میآورد، در شرع مقدس اسلام، حرام اعلام شده است.
با توجه به اینکه ادلهی احکام شرعی در فقه شیعه منحصر به کتاب،
سنت، اجماع و عقل میباشد؛ فقهای شیعی حرمت غیبت را از طریق هر
چهار منبع فقهی قابل
اثبات دانستهاند.
چنانکه شیخ انصاری (ره) در این زمینه میفرمایند:
«الغیبة حرام بالأدلة الأربعة...»
غیبت از دیدگاه هر چهار منبع حرام است.
پیامدهای غیبت
علیرغم اینکه حرمت غیبت، از مسلمات و ضروریات فقه به شمار میرود
و شاید به جرات بتوان ادعا کرد که هیچ مسلمانی در حرمت آن شک و
تردیدی ندارد؛ اما متاسفانه کمتر انسانی را می توان پیدا کرد که در
شبانه روز مرتکب این عمل ناپسند نشود.
بدون شک غیبت آثار مخرب و زیانبار فراوانی را برای غیبت کننده،
غیبت شونده و همچنین برای شنوندهی یا شنوندگان غیبت، به بار
میآورد، که در این قسمت آثار غیبت را طی دو مرحله به اختصار بیان
می کنیم:
الف: پیامدهای فردی غیبت
1 – از دست دادن اعمال نیک
بدون تردید اعمال نیک، بزرگترین سرمایهی انسان به شمار میرود؛
سرمایهی که سعادت و خوشبختی دنیوی و اخروی او به آن بستگی دارد.
از جمله پیامدها و شاید بتوان گفت دردناکترین و زجرآورترین
پیامدهای غیبت، از دست دادن اعمال نیک و انتقال آن به نامهی عمل
کسی است که غیبت او را کرده است.
عن النبی(ص): یؤتی بأحد یوم القیامة یوقف بین یدی الله، و یدفع
إلیه کتابه فلا یری حسناته، فیقول: إلهی لیس هذا کتابی فإنی لا أری
فیها طاعتی، فقال: إن ربک لا یضل و لا ینسی، ذهب عملک باغتیاب
الناس، ثم یؤتی بآخر و یدفع إلیه کتابه فیری فیها طاعات کثیرة،
فیقول: إلهی ما هذا کتابی فإنی ما عملت هذه الطاعات، فیقول: إن
فلانا اغتابک، فدفعت حسناته إلیک.»
پیامبر اعظم(ص) فرمودند:
شخصی را روز قیامت در محکمه عدل الهی می آورند و نامهی عملش را به
او میدهند، متوجه میشود که از کارهای خوب او در نامهی عملش خبر
نیست.
می گوید: خدایا! این نامهی عمل من نیست؛ من در آن عبادتهایم را
نمیبینم!
به او گفته میشود:
خداوند هیچ گاه خطا و نسیان نمیکند. اعمال تو با غیبت کردن از بین
رفته است.
سپس شخص دیگری را میآورند و نامهی عملش را به او میدهند،
میبیند که خوبیهای بسیاری در آن وجود دارد. می گوید: خدایا! این
نامه ی عمل من نیست، من چنین طاعاتی را انجام ندادهام. به او گفته
میشود: چون فلان شخص از تو غیبت و بدگویی کرده، حسنات و کارهای
نیک او به نامهي عمل تو منتقل شده است.
2 - مانع قبولی عبادات:
گاه اتفاق میافتد که انسان با کلی زحمت و تلاش عمل نیک و
پسندیدهی را انجام میدهد؛ اما با یک لحظه غفلت مرتکب غیبت میشود
و بدین وسیله مانع ثبت آن، در نامهی عمل خویش میشود؛ چرا که یکی
از پیامدهای غیبت عدم قبولی طاعات و عبادات است.
اگر در صدد شناسایی سرچشمهی خطراتی که سرمایههای مادی و معنوی
انسان را تهدید میکند، باشیم، متوجه خواهیم شد که سرمایههای مادی
انسان معمولا از سوی دیگران مورد تهدید واقع میشود؛ اما این قضیه
در سرمایههای معنوی انسان به عکس است!
به این معنی که سرمایههای معنوی انسان بیشترین خطر را از سوی خود
انسان متحمل میشود. یعنی انسان گاهی کلی زحمت میکشد کارهای خوب و
شایسته انجام میدهد؛ اما با یک لحظه غفلت، مرتکب عمل ناپسند غیبت
میشود و بدین وسیله عملا از ثبت سرمایههای معنوی خویش در دفتر و
نامهی عمل خود جلوگیری به عمل میآورد.
پیامبر اعظم(ص) در این زمینه میفرمایند:
«الحفظة یصعد بعمل العبد و له نور کشعاع الشمس حتی اذا بلغ السماء
الدنیا و الحفظة تستکثر عمله و تزکیة فاذا انتهی الی الباب قال
الملک بالباب اضربوا بهذا العمل وجه صاحبه انا صاحب الغیبة امرنی
ربی ان لا ادع عمل من یغتاب الناس یتجاوزنی الی ربی»
مامورانی که مراقب اعمال انسان هستند عمل بندهای را که مانند شعاع
خورشید میدرخشد به آسمان بالا میبرند ولی فرشتهای که باید اعمال
را قبول کند میگوید:
این عمل را به صورت صاحبش بزنید زیرا من از طرف پروردگارم ماموریت
یافتهام که نگذارم
عمل نیک غیبت کنندگان از من بگذرد و به سوی پروردگارم برود.
همچنین از رسول خدا(ص) در ضمن حدیثی می فرمایند:
«من اغتاب مسلما او مسلمة، لم یقبل اله تعالی صلاته و لا صیامه
اربعین یوما و لیلة، الا ان یغفر له صاحبه»
هرکس از مرد یا زن مسلمان غیبت کند خداون متعال نماز و روزه ی او
را تا چهل شبانه روز نمی پذیرد مگر آنکه شخص غیبت شده او را ببخشد.
3 – محرومیت از بهشت:
یکی از پیامدهای ناگوار غیبت محرومیت از بهشت است.
پیامبر اعظم(ص) در این رابطه می فرمایند:
«تحرم الجنة علی ثلاثة: علی النمام، و علی المغتاب، و علی مدمن
الخمر»
بهشت بر سه نفر حرام است: سخن چین، کسی که غیبت می کند و کسی که
دائم الخمر می باشد.
ازبرخی روایات استفاده می شود که حتی در صورت که غیبت کننده توبه
نماید باز هم آخرین نفری خواهد بود که به بهشت وارد می شود.
«و اوحی الله عزوجل الی موسی بن عمران ان
المغتاب اذا تاب فهو آخر من یدخل الجنة و ان لم یتب فهو اول
من یدخل النار»
خداوند به حضرت موسی وحی فرستاد که اگر غیبت کننده توبه نماید
آخرین کسی است که به بهشت وارد می شود و اگر توبه نکند اولین کسی
خواهد بود که داخل آتش می شود.
ب: پیامدهای اجتماعی غیبت
1
– ترور شخصیت:
اسلام همانگونه که برای جان و مال انسانها اهمیت و ارزش قائل شده
است و هرگونه تعرض نسبت به
آن را حرام دانسته اعلام کرده است، آبرو و حیثیت او را نیز
محترم شمرده است.
پیامبر اعظم(ص) در این زمینه میفرمایند:
«ان الله تعالی حرم من المسلم دمه و ماله و عرضه»
خداوند خون، مال و آبروی مسلمان را بر دیگران حرام کرده است.
«غیبت» از جمله عواملی است که حیثیت و آبروی انسان را به خطر می
اندازد، به گونهای که موجب له شدن آبرو و شخصیت انسان میگردد.
شخص غیبت کننده با غیبت و بدگویی از فردی که سالیان سال با رفتار و
منش انسانی در میان مردم آبرومندانه زندگی کرده، به طوری که همگان
از او به نیکی و بزرگی یاد میکنند، موقعیت اجتماعی و آبروی چندین
سالهی او را جریحه دار کرده و با این عمل زشت در حقیقت شخصیت او
را ترور کرده است.
2
– از بین بردن وحدت و انسجام:
همان گونه که قبلا بیان گردید انسان موجودی اجتماعی و مدنی است،
بدون شک زندگی اجتماعی نیازمند تعاون، تعامل، همکاری و همیاری است؛
تا در سایهی آن جامعهی انسانی به شکل منسجم و یکپارچه به سرعت
قلههای پیشرفت و ترقی را یکی بعد از دیگری فتح نماید.
«غیبت» از جمله عواملی است که وحدت و انسجام انسانها را در معرض
خطر قرار میدهد، و اگر جامعهی به آن دچار شود مهر و محبت، یک دلی
و یک رنگی، صفا و صمیمت از آن جامعه رخت برمیبندد و دشمنی و
کینه، جایگزین آن خواهد شد و دیری نخواهد گذشت که جامعهی منسجم و
تک بافته، به دانههای زنجیر از هم گسسته مبدل خواهد شد.
در این زمینه حضرت علی (ع) چنین میفرمایند:
«ایاک
و الغیبة، فانها تمقتک الی الله و الناس، و تحبط اجرک»
از غیبت بپرهیز، چون موجب می شود مورد خشم و دشمنی خدا و مردم قرار
گیری و اجر و پاداشت نابود شود.
3
– بر انگیختن حس انتقامجویی:
از آنجای که هر انسانی فطرتا دوست ندارد که کسی دیگری پشت سر او
بدگویی نماید، چنانچه
بفهمد که کسی پشست سر او بدگویی کرده و آبرو و حیثیت او را جلو
دیگران لکه دار نموده است، طبیعتا واکنش نشان داده و و در صدد
انتقام جویی بر خواهد آمد.
حضرت امام جعفر صادق (ع) در این رابطه می فرمایند:
«لا تغتب فتغتب و لا تحق لاخیک حفرة فتقع فیها.»
غیبت نکن که مورد غیبت واقع می شوی و برای برادرت گودالی نکن که
خود در آن خواهی افتاد.
شاعر چه زیبا سروده است:
چاه مکن بهری کسی
اول خودت دوم کسی
کسی که با غیبت کردن در صدد شکستن و از بین بردن آبرو و حیثیت شخص
دیگر میباشد در حقیقت خود را در معرض غیبت قرار میدهد و بدین سان
زمینه را برای له شدن شخصیت خود فراهم میسازد.
تا اینجا به برخی از پیامدهای غیبت به طور گذرا اشاره گردید و بدون
شک این صفت مذموم، ضررهای فراوانی را بر پیکره ی فرد و جامعه وارد
می سازد که مقاله ی حاضر گنجایش بیان تمام آن ها را ندارد و
علاقمندان به این بحث را به کتب که در این زمینه نگارش یافته است
ارجاع می دهد.
نتیجهگیری
زبان و قدرت تکلم از جمله نعمت ها و موهبت های الهی است كه هر
انسانی فطرتا از آن بهره مند است.
در اهمیت این نعمت و موهبت الهی همین بس که خداوند متعال در قرآن
کریم، در مقام بیان نعمتها و مواهب «نعمت بیان و گفتار» را بعد از
«خلقت و آفرینش انسان» ذکر فرموده است.
بزرگترین نعمتی که حتی تصور از دست دادن آن نیز برای انسان سنگین و
طاقت فرسا است.
علی رغم اینکه «سخن و گفتار» از ارزش و جایگاه ویژهای برخوردار
است، اما اگر به جا و درست از آن استفاده نشود، ممکن است دستخوش
آفات شده و در نتیجه پیامدهای خطرناک و جبران ناپذیری را به بار
آورد.
از جمله آفاتی که از قدیم الایام انسان به آن کم و بیش گرفتار بوده
است بیماری مهلک «غیبت»
است؛ بیماری که علاوه بر پیامدهای فردی، پیامدهای اجتماعی
را نیز به بار می آورد.
از جمله پیامدهای فردی که غیبت به بار می آورد عبارتند از:
الف: از دست دادن اعمال نیک
ب: عدم قبولی عبادات
ج: محرومیت از بهشت
همانگونه که اشاره گردید غیبت پیامدهای اجتماعی بی شماری را نیز به
بار می آورد که عبارتند از:
یک: ترور شخصیت
دو: از بین بردن وحدت و انسجام
سه: برانگیختن حس انتقامجویی
. قرشی، سید علی
اکبر، قاموس قرآن، ج 5، ص 137، دار الکتب الإسلامیة، چاپ
ششم، 1371 هـ. ش.
. النجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج 22، ص 63، دار الکتب
الإسلامیة، الطبعة التاسعة، 1368 ش.
. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 22، ص 192،
دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374 هـ. ش.
. .العاملی، زین الدین الجبعی، پیشین.
. النجفی، محمد حسن، پیشین.
. الانصاری، المکاسب، ج 1، ص 315، الطبعة الاولی، 1415 هـ. ق.
|