صفحه نخست درباره ما ارتباط با ما


حميدالله شريفي
پيش نياز بهداشت رواني
خانواده

در اين نوشتار اشاره كوتاه به ويژگيهاي همسر در خانواده سالم،  معيارهاي سلامت خانواده با توجه به ابعاد عاطفي،‌ اجتماعي،  شناختي،‌ اخلاقي و جنسي  مطرح مي­گردد. موضوعات مانند نقش محبت،‌ نشاط و شادابي،‌ و تفاوت هاي فردي در بعد عاطفي بهداشت رواني خانواده. در بعداجتماعي سلامت خانواده، ايجاد روابط خانوادگي پايدار، و جامعه پذيري بحث مي­شود. در در بخش شناختي نقش پرورش هوش كودكان در سلامت خانواده مطرح مي­شود‌ سپس معيارهاي تربيت جنسي،‌ توسعه اقتصادي و توجه به صفات اخلاقي مورد بحث قرار مي گيرد.

مقدمه

زندگي خانواد­گي مرد سالارانه همراه با استبداد وخشونت مبتني بر انديشه برتري مردان بر زنان،  از يك طرف و فرايندي تغييرات خانوادگي  به سوي انواع خانواده­هاي جديد برگرفته از مدل زندگي متداول در فرهنگ و جوامع غربي از طرف ديگر، بهداشت رواني خانواده را در معرض تهديد قرار مي­دهد. فرد گرايي، انديشه­هاي مكاتب فمينيستي، افكار اصالت انسان منهاي خدا، و نگرش­هاي ليبراليستي همراه با تحولات اجتماعی، صنعتی شدن، شهر نشینی، و يكسان سازي جهاني در قالب فرهنگ واحد، اقتصادي واحد و توسعه ارزش­هاي واحد، به فرايند تحولات اجتماعي طوري سرعت مي دهد كه  همپاشي نهاد خانواده كمترين بهايي است كه پرداخت مي­شود. بدين­جهت نهاد خانواده سالم به عنوان اصلي ترين نهاد اجتماعي، با حد اقل كاركردهاي  از قبيل يادگيري­هاي اساسي و اوليه،‌ تأمين نيازهاي اقتصادي، ارضاي غريزه جنسي،‌ برآرودن نيازهاي عاطفي،‌ توليد مثل،‌ حمايت و مراقبت،‌ جامعه پذيري، انتقال­ارزشهاي ديني در معرض تهديد است. از  طرف ديگر در جامعه مثل افغانستان به اثر جنگ­هاي چند دهه فقدان ناگهاني يكي از اعضاي اصلي  و مشكلات و مصائب كه به دنبال آن مي آيد،دغدغه­هاي اقتصادي، احساس نا امني، بيكاري، خشونت خانوادگي، توجه نكردن به مهارت­هاي زندگي زناشويي و سر درگمي در چگونگي تربيت فرزندان، تعارض ارزش­هاي سنتي و جديد و سر درگمي نقش و مسائل بسيار ديگر سبب شده است كه سلامت جامعه كوچك خانواده در معرض آسيب مضاعف قرار گيرد. حال سؤال اين است: خانواده سالم چه ويژگيهاي دارد؟ چگونه مي­توانيم به بهداشت رواني خانواده كمك نماييم؟

پيش از پاسخ دادن به پرسش واژگان كليدي موضوع را بيان مي كنيم.

واژگان کلیدی

خانواده

خانواده نخستين سلول و واحد زندگي اجتماعي و اساسي ترين نهاد جامعه است مركب از يك يا چند زن كه با يك يا چند مرد زندگي مي­كنند و ممكن است كودكاني هم داشته باشند. روابط جنسي معيني كه مورد قبول جامعه است و حقوق و تكاليف افراد نسبت به يكديگر از ويژكيهاي خانواده شمرده مي­شود.[1]

سلامت

 سلامت، «سلامتی» یا برخورداری از سلامت عبارت است از « ضمن نداشتن رنجوری و بیماری برخوردار بودن از آسایش کامل جسمی، ذهنی، و اجتماعی  است»[2] بنابر اين،‌ سالم بودن  به معناي نبود بيماري ،‌ رنج نبردن،  احساس گناه نكردن،‌ كمرو نبودن ،‌ نداشتن افسردگي و يا نداشتن ديگر بيماريهاي جسمي و رواني نيست بلكه سلامتي به معناي داشتن توانمندي اجراي نقش و كاركرد جسمي، عقلي و اجتماعي است.

بهداشت رواني

سازمان جهانی بهداشت، بهداشت روانی را چنین تعریف می کند: «بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت جای می گیرد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقشهای اجتماعی، روانی، و جسمی؛ بهداشت تنها نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست.»[3]

ويژگي  خانواده سالم

خانواده سالم ويژگيهاي بسيار دارد و مي­توانيم از منظر ديدگاههاي مختلف بررسي كرد  و بطور اجمال نمونه خانواده سالم، خانواده­ي است كه ضمن داشتن سلامت رواني، جسمي،  در ايفاي نقش هاي اصلي موفق باشد.

زيربناي بهداشت خانواده

در بهداشت رواني خانواده، انتخاب همسر به عنوان زيرساخت خانواده سالم توجه مي­شود.

انتخاب همسر

در انتخاب همسر چه از ناحيه پسر و چه از ناحيه دختر توجه به ويژگيهاي خانوادگي،  از نظر سلامت جسمي سلامت اخلاقي و ديني، سلامت رواني، تربيت خانوادگي، و سلامت شخصيتي،  ضروري است. بسيار از صفات جسمي مانند شكل ظاهري  و صفات شخصيتي مثل شجاعت صفات ذهني مثل داشتن ميزان از بهره­ي هوشي ارتباط با وراثت دارد[4]

براي داشتن خانواده سالم در كنار توجه به عوامل محيطي و تربيت عوامل ارثي نقش اساسي دارد به همين دليل حضرت علي (ع) كه به دنبال همسري بود كه فرزند شجاع به دنيا بياورد و پيش از اينكه با فاطمه بني اسد ازدواج نمايد از برادرش كه نسب شناس بود  در باره ازدواج  تقاضاي مشورت نمود  و ايشان فاطمه اسدي را به دليل شجاعت خانوادگي ايشان پيشنهاد نمود و حضرت علي (ع) پذيرفت. بنابر اين زير بناي تشكيل يك خانواده سالم داشتن همسر سالم است. ازدواجهاي اجباري و مصلحتي آسيب زا ترين پديده­ در بهداشت رواني خانواده است.

ملاك عاطفي سلامت خانواده

1.                       محبت

انسان در كنار نيازهاي اساسي بدن مثل نياز به آب،‌ هوا،‌ غذا،  مسكن،‌ نيازهاي رواني و عاطفي و ايمني جويي نيز دارد، يكي از اين نيازها نياز به مهر و محبت است بطوري كه عوامل اساسي تشكيل خانواده برآوردن نياز مهرجويي و مهر ورزي است، از طرف ديگر مودت و محبت عامل بقاء، استحكام و دوام خانواده  شمرده مي­شود  بطوري در قرآن كريم به صراحت به اين توجه مي دهد : «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»[5]  از نشانه­هاي قدرت اوست كه برايتان از جنس خودتان همسراني آفريد تا به ايشان آرامش يابيد و ميان شما دوستي و مهرباني نهاد در اين عبرتهايي است براي مردمي كه تفكر مي­كنند.

يكي از دلائل كه زن و مرد  به سمت همديگر جذب مي­شود اين است كه  مي­خواهند كمبود  و نيازشان را برآورند و بدينوسيله به كمال برسند[6]. نياز طبيعي محبت فرد اگر به وسيله محبت هاي همسر برآورده نشود چه بسا فرد دچارپيامدهاي ناگواري مثل عقده رواني، اختلال شخصيت، و احساس كم بيني و كم ارزشي و دوست داشته نشدن  مواجه شود.

محبت كردن در ضمن اينكه هزينه جانبي و عوارضي منفي ندارد در استحكام خانواده، برآرودن نياز به صميميت، و پيوند جويي را هم برآورده مي­كند. و بدينوسيله خانواده مي­تواند  راهكار معقول خروج از تنهايي را تجربه كند،‌ راه ميانبر براي ايجاد ارتباط با دوام، پيدا نمايد و در نتيجه بر احساس تنهايي و انزوا خاتمه دهد.  

اولين راهكار ايجاد فضاي عاطفي و صميمانه اين است كه ابتدا نگرش­هاي خود را نسبت به ديگران به نگرش مثبت تبديل نماييم، دل آزردگي­ها را  به وسعت انديشه هاي سبزمان راه ندهيم و اگر قبلا در حياط خلوت وجودي ما نفوذ كرده است را  برون كنيم.

محبت و فرزندان

وقتي فرزندي به دنيا مي­آيد ساعات اوليه تماس نوزاد با مادر بسيار حياتي است به گونه اي موجب وزن بيشتر، گريه كمتر و لبخندهاي زيادتر را فراهم مي­كند حتي نوزاد نيز از تحريكات فيزيكي حاصل از بازي پدر لذت مي­برد.  اشخاصي كه در خردسالي و كودكي از محبت­هاي خانوادگي محروم مي­مانند به شدت احساس رنج مي­كنند. تحقيقات در 49 فرهنگ ابتدايي متفاوت و روي زندانيان انجام گرفته  اين نتيجه را داده است كه محروميت از تماسها و نوازشهاي بدني عامل بنيادي در رشد بيگانگي  عاطفي،‌ روان پريشي،‌تجاوز، پرخاشگري و حتي سوء استفاده از مواد مخدر  و الكل است. بنابر اين والدين با دريغ كردن نوازشهاي جسمي از كودكان،  فرزنداني را به اجتماع تحويل مي­دهند كه در ايجاد رابطه با ديگران ناتوان مي­مانند و حتي براي انجام دادن رفتارهاي خشن و جنايت آميز آمادگي نشان مي­دهند. نبود عشق و محبت در طول اولين سالهاي زندگي و در دراز مدت آثار منفي دارد.[7]  

اگر در زندگي به دليل فرصت نداشتن والدين و گرفتاريهاي دوران جنگ، يا فقدان مهارت والدين يا فقدان يكي از آنها يكي ازما از محبت هاي والدين محروم بوديم در باره آنها صحبت كنيم، يك ديگر را درك كنيم و اگر كوچ داريم با بغل گرفتن،‌ گرم پذيرفتن، و دوست داشتن فرزندان خود را از محبت سيراب نماييم، بدين طريق كودكان با اعتماد،‌ سازگار و با محبت و برخوردار از بهداشت رواني كامل تحويل جامعه خواهيم داد.

2.                       نشاط و شادابي در خانواده

نشاط و شادابي در زندگي خانوادگي هيجان مثبت مي آفريند و همواره اميد، توانمندي،‌ اعتماد به نفس و عزت نفس را افزايش مي­دهد، افراد جوان خانواده به دليل نيروي شگرف جواني بيشتر پرهيجان،‌ شاد و پر انرژي هستند اما شادي اختصاص به افراد جوان و نوجوان ندارد همه اعضا و حتي كهن سالان از طريق معني بخشي به زندگي از يكطرف،‌ و ديدن شكوفه هاي عمر و ثمرات زندگي احساس خوشايند لذت و احساس رضايتمندي و شادابي داشته باشند. همواره به ياد داشته باشيم كه در هر موقعيتي بهانه براي شاد بودن و رضايت از زندگي وجود دارد.

احساس نشاط و شادابي علاوه بر اينكه انرژي حركت به سمت هدف را به انسان مي­دهد از بروز احساس پوچي، احساس منفي مثل افسردگي و اضطراب ترس،‌ خشم، نفرت، و غم را از بين مي­برد. بدين جهت روان شناسان معتقدند كه رویدادهای شادی آور آثار  خوشایند را شامل می شوند مانند موفقیت در یک کار، جلب احترام، مورد محبت و لطف قرار گرفتن، تجربه کردن احساس های لذت بخش. روشن است كه احساس خوشايند در خانواده توان نسان را در مقابل گرفتاري­ها و مشكلات و حوادث غير مترقبه زندگي افزايش مي­دهد به عبارت ديگر آثار شادی احساس علاقه و معاشرتی بودن، کمک به تعامل اجتماعی بهتر، خوشبینی و احساس مثبت کردن  را افزایش می دهد و تجربیات زندگی ناکامی، ناامیدی، و عاطفه منفی را متعادل می سازد. احساس شادی کمک می کند که حتی در مقابل وقایع ناراحت کننده سلامت روانی خود را حفظ کنیم. و راهی برای خنثی کردن تأثیرات  غم انگیز هیجانهای ناخوشایند زندگی است، مثل زمانی که والدین برای آرام کردن کودک ناراحت، آواز می خوانند یا شکلک در می آورند[8]. بنابر اين در خانواده هاي معمولي و مسلمان هميشه عوامل به وجود آورنده احساس نشاط و شادابي وجود دارد،‌ عوامل به وجود آورنده نشاط و شادابي عبارت است از معني داشتن زندگي، نگرش هاي مثبت توانمندي جسمي،‌  توانمندي ذهني و رواني.

3.                       توجه به تفاوت­هاي فردي و جنسيتي

هرچند انسانها در گوهر هستي مشتركند ولي استعدادها و توانمندي و دارايي هاي شخصي هر كس و همين­طور شيوه تربيتي افراد متفاوت است.تفاوت­هاي فردي افراد سبب مي­شود كه انسانها در سلايق،‌خواسته ها،‌ انتظارات،‌ و عملكرد بسيارگوناگون ظاهر شود. از طرف ديگر توانمنديهاي مختلف افراد و محدوديت هاي آنان ممكن است انتظارات و خواسته هاي طرف ديگر را نتواند به نحو شايسته برآورده نمايد در نتيجه ممكن است سبب بروز ناسازگاري و نابهنجاري­هاي در بين اعضاي خانواده شود. بدين­جهت لازم است به تفاوت­هاي فردي،‌ تفاوت هاي جنسيتي شرايط تربيتي توجه شود، و انتظارات به حد معقول و مناسب سامان يابد.

معيار اجتماعي  سلامت خانواده

1.                       ايجاد روابط خانوادگي پايدار

جامعه امروزي با واقعيت بسيار مهم  و غم انگيزي رو بروست به نام شكاف نسلها. اكثر والدين قبول دارند كه فرزندان خود را خوب نمي­شناسند و روابط آنها با يكديگر مثل روابط بيگانگان است. به نظر مي رسد كه در دورة خردسالي،‌ والدين به فرزندان خود نزديك هستند اما به هنگام نوجواني و جواني فاصله روز به روز بيشتر مي­شود. بسياري از والدين سعي مي­كنند آنچه را كه از نظر خوراك،‌ پوشاك،‌ و مسكن براي فرزندان خود مناسب مي دانند فراهم كنند و فكر مي كنند كه با اين كار خوشبختي و امنيت فرزندان خود را تضمين كنند اما به اين مسأله شايد كمتر توجه دارند كه مسائل مادي و آسايشي فرزندان  كفايت نيازهاي رواني و هيجاني خانواده را نمي­كند. براي اينكه نيازهاي رواني فرزندان خود را برآوريم در گام اول نيازمند ايجاد ارتباط هستيم، ايجاد ارتباط دو طرفه و تعاملي گرو اين است كه با فرزندان كه به سن نوجواني مي رسند به صورت بر مدار استبداد و  آمرانه  برخورد نكنيم بلكه به صورت پدرانه و مادرانه با درك نوجوان و با درك قدرت شناخت فرزندان از روي صميميت با آنها دوست شويم،  به شخصيت،‌ انديشه ها و افكارشان احترام بگذاريم از مسير همدلي و همزباني با آنها به نيازهاي شان پاسخ دهيم. اگر انديشه هاي به ظاهر مخالف ارزشهاي خانوادگي را به زبان مي­آورند با قهر و خشونت بر آنها مارك و ا برچسب  بي ديني را نزنيم بلكه از طريق كمك هاي شناختي در هويت يابي وي كمك كنيم تا از اين مرحله رشد عبور نمايد. اين كار با عجله انجام ندهيم بلكه از طريق ارتباط هاي روزمره در وقت غذا خوردن در سر سفره،‌  هنگام كه كارهاي روز مره را به صورت مشترك انجام مي­دهيم صحبت مي­كنيم و سعي بر اين است صحبت ها جنبه اي آمرانه و توصيه­ي را نداشته باشد بلكه مشاوره اي باشد. ارتباط ضمن اينكه روابط خانواده را محكم مي­كند و به سلامت رواني خانوادگي ياري مي­رساند موجب انتقال ارزشهاي ديني،‌ ارزشهاي خانوادگي و ارزشهاي اجتماعي نيز مي­شود. بدين صورت مي توانيم براي فرزندان خانواده الگوي خوبي باشيم.  

2.                       جامعه پذيري

زندگي در اجتماع كنوني با روابط پيچيده و نهادهاي مختلف شرايط تربيتي گوناگون و ارزش هاي بعضا متعارض در جامعه سبب شده است كه انسان ها به آساني نتواند با همه مشكلات زندگي عصر مدرن كنار بيايد به همين دليل خانواده نقش بسيار اساسي در جامعه پذيري انسان دارد امروزه برخي روان شناسان سازگاري اجتماعي را يكي از ملاك هاي بهنجاري و سلامت رواني افراد مي­دانند[9] به طوري كه اگر شخص در همرنگي و همراهي با ارزش­هاي جامعه ناكام باشد ناسازگار تلقي مي­گردد،‌ مثلا يكي از ارزشهاي جامعه ديني حجاب است اگر خانمي  نتواند با اين ملاك خود را تطبيق دهد از نظر اكثر جامعه رفتار اين فرد رفتار نابهنجار تلقي مي­گردد يا اگر در هنگام رانندگي راننده به دستورات پوليس راه توجه نكند رفتارش از نظر جامعه رفتار نابهنجار اجتماعي تلقي مي­گردد.  خانواده اولين نهاد و اساسي ترين نهادي است كه مي­تواند ارزش­هاي ديني را و همينطور ارزشهاي اجتماعي را به كودكان  فرزندان بياموزند، تا با تنبيه ومحكوميت وجدان عمومي مواجه نشود و فرد ناسازگار از آب در نيايد.[10] و همينطور وظيفه خانواده است كه براي فرزندان نقش و جايگاه مناسب را از راه تربيت اجتماعي و ايجاد خودپنداره مثبت و فعليت رساندن استعدادها، در مسير خودشكوفايي در جامعه پيدا نمايد و به فرزند كمك كند تا از شغل مناسب،  موقعيت اجتماعي مناسب بهرمند شود.

معيار  شناختي سلامت خانواده

تربيت هوشي

نوزاد در بدو تولد نسبت به همه چيز بي اطلاع است خانواده اولين و اساسي ترين محل  يادگيري، باز پروري و شكوفايي استعدادها وي است، نقش والدين و بخصوص مادر در اين مرحله در كنار پرورش عواطف و احساسات و هيجانات نوزاد  اين است كه به حس كنجكاوي وي از طريق رفتار و زبان آموزشي، پاسخ دهد. همانطور كه قرآن مي­فرمايد«وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»[11]  گوش و چشم و دل سه راه مهم كسب شناخت است اين سه ابزار كه در محيط  از جمله محيط خانواده رشد مي­كند.

اگر كودك در سنين نوزادي و كودكي اول به حال خود رها شود و محيط غني از نظر شناختي نداشته باشد(اسباب بازي و وسائل مناسب مورد نياز براي سرگرمي نداشته باشد) چه بسا با عقب ماندگي مواجه شود چون استعداد شناختي كودك  در ماهها و سالهاي اول زندگي شكوفا مي­شود.بنابر اين خانواده­ي سالم است كه فرزندان باهوش تربيت نمايد و پيش از اينكه وارد مدرسه شود استعدادها فرزندان كاملا  به بار بنشيند و بسياري از مطالب را از راه يادگيري غير رسمي بياموزاند.

نياز جنسي و سلامت خانواده

نياز جنسي يكي از نيازهاي اساسي انسان است هرچند در ارضا نشدن اين نياز بقاء جسم به خطر نمي افتد اما بهداشت رواني با خطر مواجه است  بقاي نسل با خطر انقراض رو برو مي­شود. به اين جهت توجه به نياز جنسي از راه مشروع و قانوني يك امري تكوينى است بطوري كه هر  فرد بالغ چه دختر و پسر نياز به ازدواج دارد.

سركوبى غريزه جنسي و يا آزادي و بي بند و باري هاي مختلف جنسي حتي در قالب همجنس­گرايي، نمايش فيلم هاي غير اخلاقي از طريق رسانه­ها موجب بروز انواع بيمارى هاى خطرناك جسمى،  و بيماري روانى مانند تعادل نشدن،  و فساد اجتماعي مى شود.

در باره تربيت جنسي به نظر مي آيد دو نكته مهم در نظر گرفته شود اول اينكه سن تربيت جنسي از چه زماني شروع شود؟ دوم اينكه در كنار رسيدن به بلوغ  اميال،‌ تخيلات،‌ هوسها و ابزار رسانه اي توجه شود

تربيت جنسي از كودكي شروع مي­شود از زماني كه كودك ناخواسته با موضع و آلت تناسلي خود باز مي­كند،‌ كودكي كه در معرض تماشاي صحنه هاي جنسي قرار مي­گيرد،‌ كودكي شاهد اختلاط زن و مرد و بي بندو بار مي­باشد. اين نوع كودكان دچار بلوغ جنسي زود رس مي­شوند و پيش از اينكه به بلوغ عقلي،  عاطفي،‌ اجتماعي برسند احتمال اينكه ابتلا به يكي از انواع رفتارهاي نابهنجار جنسي شود نسبت به كودكاني در معرض تماشا آن صحنه ها نيستند خيلي زياد است.

نوجوانى ادامه زندگى انسان پس از دوره كودكى است در اين دوره، انسان با مسائل خاصى روبه رو مى شود كه در دوره هاى پيش از اين وجود نداشته اند. از جمله مسائلى كه نوجوان را از كودك متمايز مى كند، مسأله رشد جنسى است.  در كنار رشد مسائل جنسي جوانان و نوجوانان به مسائل شناختي و نيازهاي اجتماعي و موقعيت هاي اجتماعي و بازيابي هويت خود نيز توجه دارد اگر خانواده و مربيان بتوانند تمركز ذهني و سرمايه گذاري نوجوانان را به سمت ابعاد شناختي  سوق بدهند امور جنسي تحت تأثير ابعاد شناختي و هويت يابي و كسب موقعيت هاي اجتماعي قرار مي­گيرد. البته به اين نكته بايد توجه داشت كه بلوغ جنسي همراه با تغييرات شگرف بدني همراه است بطوري كه ممكن است موجب خستگي اندوه، پژمردگي و حساسيت جوان شود در اين شرايط  پدر و مادر بايد با تحمّل زياد، ادب و نزاكت فراوان، با نوجوان برخورد كنند و با دقت، در حالى كه سعى مى كنند مسائل لازم دوره نوجوانى را به او بياموزند، به او كمك كنند.

بايد به نوجوان لزوم خوددارى از لذايذ جنسى و روش عالى ارتباط با ديگران را ياداور شد. بايد آن ها را از تأثرات باطنى دور كرد و با ورزش و مشغوليت فكرى مناسب، تمركز حواس آن ها را از تمايلات جنسى كاهش داد. نوجوانان به اطلاعات علمى علاقه فراوان دارند و با پشت كار زياد، آثار علمى را مى خوانند و به وسيله هاى گوناگون، نيرو و استعداد خود را امتحان مى كنند. بايد والدين و معلمان اين علاقه ها را شناسايى كرده، نوجوانان را هدايت نمايند. اين علاقه ها، كه مناسب با نيازمندى هاى جسمى و روحى نوجوانان هستند، آن ها را بيش تر آرام و خوددار مى سازند.

در صورتى كه نوجوان از قبل با وضع جنسى آشنايى داشته باشد، پس از بيدار شدن ميل جنسى در وى، با افكار و تمايلات خود، آرزوى معاشرت را در ذهن خود مى پروراند. گاهى شرايط خانه هم طورى است كه يا راهنمايى نمى شود و يا مى ترسد بپرسد. نوجوان با گرفتار آمدن به تأثرات جديد، پريشان خاطر و پژمرده مى شود، از درس عقب مى افتد، دنبال خواندن كتاب هاى مربوط به اميال جنسى مى افتد و بيش تر با دوستانى كه بتوانند نيازهاى او را برطرف كنند، ارتباط پيدا مى كند. او نمى تواند خود را مهار كند و تمايلات جنسى سركش را سركوب نمايد. از اين رو، با پى روى از آرزوها، سست اراده مى شود و نمى تواند در مقابل اراده ديگران مقاومت كند[12].

توسعه اقتصادى و سلامت خانواده

معمولا بخشى مهمي از از پريشانى­ها و ناراحتي­هاي مثل جامعه ما به سبب فقر و نداشتن امكانات مادى هستند. در حالي خداوند مى فرمايد از دواج كنيد تا به وسيله ازدواج از فقر رهايي يابيد.«وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» (النور:32)

حسن تدبير در اداره منزل، صرفه جويى و جلوگيرى از اسراف و تبذير موجب اعتدال در امور زندگى، ايجاد سازگارى و تعادل شخصيت  و نهايت به بهداشت رواني خانواده كمك مي­كند

.تربيت اخلاقي و سلامت خانواده

تربيت اخلاقى فرايند  زمينه سازى و به كارگيرى شيوه هايى براى شكوفاسازى، تقويت و ايجاد صفات ، رفتارها و آداب اخلاقى و اصلاح يا از بين بردن صفات، رفتارها و آداب غير اخلاقى در خود انسان يا ديگرى است.[13]

در خانواده صفات نيكو مانند نوع دوستي، بذل، عفو، و صفات بي شمار مورد پسند ديگر  پرورش يابد  و تقويت شود از صفات ناپسند  اخلاقي باز داشته شود بهترين شيوه براي تربيت اخلاقي از طريق الگو دهي مي­باشد.

يكي از صفات اخلاقي عفو و گذشت است.عفوكردن نشان دهنده خود گذشتي و‌ ناديده گرفتن حق مسلم خودش است كه بدون داشتن ظرفيت­هاي بالا ميسر نمي­شود. بدين­جهت كسي كه با بينش بزرگوارانه و نفي انتقام، از تقصيرات افراد  مي­گذرد در گام اول توان اداره نفس خودش را دارد، در گام دوم زنجيره­ي  از روابط انساني سالم را پايه ريزي مي­كند،  و درگام سوم پاداش عظيمي نزد پرودگارش دارد. و در گام چهارم الگو دهي مي­كند. در اين مسير كودكان و نوجوانان به دليل احساس­هاي لطيفي كه دارند، بيشترين مخاطبين تربيت پذير جامعه هستند،‌ مي­طلبد كه با ارائه صفات اخلاقي مثل عفو و بخشش و‌ مدارا و برزگ منشي، به نهاد پاكشان كمك كنيم تا گرفتار دام­هاي گسترده شياطين نشوند،‌ و پرورده  و متخلق بارآيند. بنابر اين خانواده سالم مي­تواند اخلاق را در نهاد كودك نهادينه نمايد.

نتيجه

خانواده سالم ضمن اينكه كاركردهاي زيادي دارد نهاد مقدس و كانون پرمهري است كه هريك از اعضاي خانواده از منبع تمام نشدني محبت بهرمندند و در آن احساس ايمني و آرامش دارند، بهداشت رواني خانواده در ابعاد مختلف از قبيل تربيت اجتماعي،  تربيت عاطفي،‌ تربيت اخلاقي، تربيت جنسي  تربيت شناختي در هم تنيده است به گونه اي تصور خانواده سالم بدون توجه به فرايند انواع تربيت قابل تصور نيست.     

حديث پاياني

قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلّم: جلوس المرء عند عياله احبّ الي الله تعالي من اعتكاف في مسجدي هذا[14]

نشستن مرد كنار همسرش نزد خداي تعالي محبوب تر از اعتكاف او در  اين مسجد من است.



[1] تقوي نعمت الله،‌جامعه شناسي خانواده، تهران، دانشگاه پيام نور.1382ص 8.

[2]  لطف آبادی، حسین. روانشناسی رشد2.تهران. 1384.سمت. ص 246.

[3]  گنجی حمزه. بهداشت روانی.1384.چاپ ششم.تهران. ارسباران. ص 10.

[4]   شولتز دوآن،‌ نظريه شخصيت، يوسف كريمي و ديگران،‌ تهران،  ارسباران، 1384ص 301.ميلاني فر بهروز،‌روان شناسي كودكان و نوجوانان استثنايي،  تهران، قومس، 1384.ص 30.

[5]  روم/ 21.

[6]   طباطبايي محمد، ترجمه تفسير الميزان، ج 16 ص 248 250.

[7]  بهداشت روانی.1385. نشر ارسباران.چاپ هفتم. حمزه گنجی ص 144- 145.

[8]  مارشال ريو  بهداشت رواني،‌ ص 234.

[9]  آزاد حسين، آسيب شناسي رواني،  تهران،‌ بعثت،‌1378. ص 14.

[10]  اين نكته قابل ذكر است كه  ملاك هاي سازگاري اجتماعي ملاكي نسبي است و كليت اساسي ندارد. اين ملاك اگر با ارزشهاي ديگر يا با ارزشهاي ديني تعارض نمايد فاقد اعتبار تلقي مي­شود.

[11]  نحل / 78.

[12]  مجله علمي تخصصي معرفت شماره 69.  تربيت جنسي،‌ حافظ ثابت.

[13]  همت بناري علي، مأخذشناسى تربيت اخلاقى، قم، تربيت اسلامى، 1382، ص 9

[14]  ميزان الحكمه ج 5 ص 226.



 
صفحه نخست درباره ما فصلنامه بشارت بولتن خبري افغانستان گفتگو زن و خانواده در ساحل سرود شمیم احساس
اهل بيت (ع) مقالات داستانهای قرآنی سایتهای افغانستان کتابخانه تازه های نشر مهدویت گالري تصاوير
تمامی  حقوق متعلق به سایت مؤسسه فرهنگی بشارت است     www.bsharat.com