صفحه نخست درباره ما ارتباط با ما
 

عوامل مؤثر در تربیت

خانم توکلی

مقدمه:
قبل از اينکه به اهميت خانواده و پايگاه آن در تربيت اشاره کنيم، بهتر است عوامل مؤثر در تربيت به طور مختصر بررسي شود. چون کودک تحت تأثير عوامل و شرايطي است که والدين براي او فراهم کرده-¬اند. ويژگي¬هاي رفتاري والدين، طرز فکرها، آداب و رسوم، تقليدها، تعصبات، سطح انديشه و فرهنگ آنها، امکانات مادي و معنوي آنها و هم چنين کساني که آدمي به صورت مستقيم و يا غير مستقيم تحت تأثير آنها است در کودک اثر مي¬گذارند.
نقش وراثت و محيط در تربيت
عوامل مهمي را که غالباً«علماي تعليم و تربيت» به عنوان عوامل مؤثر در تربيت مطرح مي¬کنند، دو عامل «وراثت» و «محيط» است. گرچه دو عامل «وراثت» و «محيط» در تربيت انسان تأثير به سزایي دارند؛ شواهد فراواني در لابلاي متون اسلامي در اهيمت تأثير اين دو عامل و تدابير تربيتي که به لحاظ وجود اين اهيمت بايد مورد مراقبت اوليا و مربيان قرار مي¬گيرد وجود دارد. نکته حائز اهميتي که لازم است در ابتداي اين مبحث مطرح شود اين است که اسلام عوامل مؤثر در تربيت انسان را فقط به دو عامل مذکور، محدود نمي¬کند، و به تأثير دو عامل ديگر که عبارتند از «اراده» و «عوامل ماوراء طبيعت» اعتقاد دارد.
نقش اراده و اعتقاد به ماوراء طبيعت در تربيت
از نظر اسلام، «اراده» نقش عمده¬اي را در تربيت انسان ايفا مي¬کند و اساس مباحث «خودسازي» و «اخلاق»، «اراده» است، چرا که به کمک «اراده» است که انسان به اصلاح نقس خويش اقدام مي¬کند و اگر جهت گيري او فقط مبتني بر دو عامل وراثت و محيط بود، «خودساري» مفهومي نداشت.
و همچنين بنابر اعتقاد اسلامي، «عوامل ماوراء الطبيعه» در زندگي انسان نقش مؤثري دارند. به عنوان مثال اعتقاد به ابليس و تأثيرات «نامطلوب» او در تربيت انسان، يک اعتقاد سمبليک نيست بلکه ابليس موجودي واقعي است که سوگند ياد کرده است در اغواي بندگان از هيچ کوششي دريغ نکند.
بدين ترتيب علاوه بر «وراثت» و «محيط»، عامل «اراده» و عوامل«ماوراء الطبيعه» نيز در تربيت انسان نقش به سزايي دارند.
مهم¬ترين اين عوامل عبارتند از: الف) عوامل انساني ب) عوامل غير انساني
الف) عوامل انساني
نحوه تلاش والدين در تربيت
بدون شک نقش والدين در تربيت فرزندان تأثير شگرف دارد به گونه¬اي که مي-توانند شرائطي را فراهم آورند که در تمام ابعاد تربيتي، رفتار، اخلاق و اعتقاد آنها را به راه درست شکل داده يا تغيير دهند. در روايت آمده است که کودک با فطرت الهي و خداجوئي به دنيا مي¬آيد اما پدر و مادر آن را يهودي يا نصراني مي¬نمايند. «کل مولود يولد علي الفطره حتي يکون ابواه يهودانه وينصرانه» در تاريخ آمده است که صاحب بن عباد خيلي مرد با سخاوتي بود، خودش مي¬گفت: «من اين سخاوت را از مادرم ياد گرفتم، براي اينکه مادر من هر روز که مي¬خواستم مدرسه بروم پولي را به من مي¬داد و مي¬گفت اين را صدقه بده. هر روز پول دادن به من و صدقه دادن موجب شد من سخي شوم. من فهميدم اينکه انسان همانطور که بايد به فکر خود باشد، بايد به فکر ديگران هم باشد.» ُ، چه زيباست هر گاه والدين، غذايي تهيه مي¬کنند آن غذا را به يکي از فرزندان بدهند و به او بگويند که به ديگران بدهد؛ يا هديه¬اي که مي¬دهند، هديه را بدهند به دختر تا او به برادرش بدهد يا به پسر بدهد تا او به خواهرش بدهد و بدين وسيله عاطفه را به آنان ياد بدهند رأفت و مهرباني را که از وظايف سنگين است به او بياموزند.
نقش مادر: از آن بابت که نقش و نفوذ مادر در تربيت بيشتر از ديگران است، تأثير گذاري او از لحاظ محيطي بيشتر از بقيه است.
نقش پدر: نقش پدر در تربيت، پس از مادر در دوران خردسالي کودک قرار دارد و بسيار با اهميت است، و مانند مادر هم تأثير در وراثت و هم در محيط دارد، پدر از نظر کودک مظهر قانون و عدل و انصاف است. اوست که مي¬تواند براي اعضاي خانواده پناهگاه و تأمين کننده امنيت باشد، اوست که امرار معاش و وسايل اهل خانه را فراهم مي¬کند، حتي روايات ما مي¬گويد که کودک، پدر خود را چون خداي خويش مي¬شناسد و گمان دارد که روزيشان را او مي¬رساند. علاوه بر پدر و مادر، که نقش مؤثر و مستقيم در تربيت فرزند دارد افراد زير هم در تربيت مثبت يا منفي مؤثرند. برادران و خواهران، ديگر اعضاي خانواده، خويشان، بستگان، معاشران، مدير، معلم و اعضاي مدرسه، رهبران، اجتماع، مسجد، امام جماعت و خادم مسجد و ديگر افراد اجتماع، خود فرد براي ديگران.
ب) عوامل غير انساني
تعداد عوامل غير انساني که در تربيت کودکان مؤثر مي¬باشد، فراوان است که شمارش تمامي آنها در مختصر ميسر نيست. در اينجا فقط به بيان تعدادي از آنها اشاره مي¬کنيم. عامل شغلي، عامل گياهي و جانوري، عامل دروني، عامل عقلاني، عامل رواني، عامل عاطفي، عامل فرهنگي، عامل مذهبي، عامل جو زندگي و... هر يک از اين عوامل تأثير در تربيت مي¬گذارد.
برخي از عوامل تأثير گذار و مهم به شرح زير مي¬باشد.
1 ـ عامل فيزيولوژيکي
يکي از عوامل انساني عامل فيزيولوژيکي، وضعيت و ويژگي¬هاي ساختمان بدني، عضوي، عصبي، و فيزيولوژيکي از عوامل مؤثر در ساختار شخصيت به شمار مي¬آيد. در دانش فيزيولوژيکي و روانشناسي تأثير ساختار طبيعي جسم انسان و وضعيت بدني او نظير گروه خون در خلق و خو و شخصيت انسان اثبات شده است.
2 ـ عامل جغرافيايي
عوامل طبيعي و مادي، موقعيت و وضعيت اقليمي محل تولد و نشو و نماي کودک نيز تأثير مهمي در پيدايش نژادهاي گوناگون و ساختارهاي شخصيت متفاوت در نوع بشر دارد. ابن خلدون، در مورد تأثير محيط جغرافيايي بر انسان مي¬گويد: تردیدی نيست که محيط طبيعي در انسان مؤثر است. و از نظر اخلاق حالات خاصي را در افراد ايجاد مي¬نمايد: غالباً «جود و سخا و شجاعت در صحرانشينان، و کسالت و سستي در محيط¬هاي گرم، و علاقه به استقلال و بزرگواري در کوه نشينان و رضا و قناعت در محيط کشاورزي و علاقه به کوشش و کار در محيط¬هاي سردسير بيشتر ديده مي¬شود» .
3 ـ عامل اجتماعي
عوامل اجتماعي و محيط¬هاي اجتماعي، در رديف مهمترين عناصر شکل دهنده به ساختار شخصيت بشر مي¬باشد؛ تا آنجا که ـ همانگونه که گروهي از دانشمندان همه امور فطري انسان را ناشي از جامعه و تاريخ مي¬دانند و تأثير جامعه از ديرباز مورد تأکيد بوده است. محيط¬ها و نهاد¬هاي گوناگون اجتماعي که در تربيت شخصيت مؤثرند عبارتند از: کانون خانواده؛ اولين نهاد اجتماعي که کودک با آن برخورد مي¬کند و در ساخت روحيات و شخصيت او تأثير دارد. محيط¬هاي آموزشي. سپس کودک وارد فضاهاي آموزشي مي¬شود و در نهاد¬ها نيز از همدرسان و مربيان و معلمان خود متأثر مي¬شود. محيط عمومي جامعه. پس از آن و در کنار آنها، محيط عمومي جامعه نيز نقش وافري در کودک و جوان و عموماً انسان دارد. چه محيط¬هاي محلي، کشوري، منطقه¬اي و چه محيط¬هاي بين المللي، از طريق آداب، سنن، رسوم و در يک کلمه فرهنگ خود تأثيرات رواني مهمي را در فرد ايجاد مي¬کنند. رسانه¬اي گروهي کتاب، مجله و به طور کلي هر گونه وسيله ارتباط جمعي عنصر ارتباطات است. در زمينه تأثير اينها به ويژه تلويزيون تحقيقات گسترده¬اي انجام شده و اصل تأثير آنها قطعي است. تاريخ، علل و عوامل تاريخي نيز نسبتاً در شخصيت مؤثرند.
4 ـ عامل غذايي
غذا به عنوان سومين عامل مؤثر در رشد حائز اهميت فراواني است زيرا نخستين پايه¬اي است که بستگي و علاقه کودک نسبت به مادرش بر آن استوار است و مادر نيز اولين منبع او مي¬باشد. سپس اين ارتباط دگرگون شده و به صورت وابستگي¬هاي رواني ـ اجتماعي در مي¬آيد. به عبارت ديگر، نخستين يادگيري درباره اشخاص مخصوصاً بر اساس تجارب حسی پيچيده مربوط به تغذيه پي¬ريزي مي¬شود. وضع تغذيه گرايش¬هاي اساسي نسبت به مادر ار تشکيل مي¬دهد و اين گرايش ممکن است مثبت، منفي يا ترکيبي از آن دو باشد...
بستگي ميان غذاي مناسب و موقعيت در فعاليت¬هاي مدرسه نيز کاملاً آشکار است. کودکي که خوراک کافي و کاملي نمي¬خورد و ويتامين¬هاي لازم به بدنش نمي¬رسند علاوه بر نداشتن پيشرفت¬هاي لازم در تحصيل ممکن است به بيماري¬هاي بسيار جدي گرفتار شود. بدي تغذيه علاوه بر ناراحتي¬هاي بدني موجب پيدايش ناراحتي رواني مي¬شود. براي مثال مي¬توان از اشتباه کاری زياد ضعف يا فقدان نيروي حفظ کردن، سستي عاطفي، تند خويي، و بي حوصلگي و افسردگي نام برد.
برخي از روان شناسان در تأثير و اهميت رواني غذا به اندازه¬اي زياده¬روي و تأکيد دارند که گفته¬اند: که به من بگوييد چه مي¬خوريد تا بگويم چه هستيد. ديگري مي¬گويد: اگر چه شدت تأثير و نفوذ غذا را به اين مقدار نمي¬توان پذيرفت لکن اين را نمي¬توان انکار کرد که سلامت بدن بيش از هر چيز به چگونگي غذاي هر شخص وابسته است و حالات رواني به شدت از حالات بدني تأثير مي¬پذيرند.
غذا نه تنها در رشد بدن، بلکه در ساختمان روحي و شکل رواني آدمي مؤثر است. بررسي¬هاي علمي نشان مي¬دهند که عامل غذا در هوش ما اثر مي¬گذارد، ممکن است حتي سبب افت آن شود و يا آن را در حال رکود نگه دارد. سوء تغذيه در بازده کار ما اثر خواهد گذارد، گاهي ممکن است سبب سستي بدن و کندي کار شود و يا موجب حرکت و شتاب بيشتر. غذاها در عواطف نيز اثر مي¬گذارد يا آن را رونق مي¬دهند و يا سبب پيدايش سخت دلي مي¬گردند.
اسلام در زمينه غذاها نظرهايي دارد و حتي تعمق در مسأله «حليت» يا «حرمت» بسياري از غذاها پرده از روي اسراري در اين رابطه برمي¬دارد. روان شناسان تغذيه نيز در مورد غذا اين طرز فکر را دارند که «تو اول بگو چه مي¬خوري تا من بگويم تو که هستي» و اين نشان دهنده تأثير غذا در خليقات و رفتارها است.

 

 

 
صفحه نخست درباره ما فصلنامه بشارت بولتن خبري افغانستان گفتگو زن و خانواده در ساحل سرود شمیم احساس
اهل بيت (ع) مقالات داستانهای قرآنی سایتهای افغانستان کتابخانه تازه های نشر مهدویت گالري تصاوير
تمامی  حقوق متعلق به سایت مؤسسه فرهنگی بشارت است     www.bsharat.com