درد عشـق (تقديم به امام عصر «عج»)
رقيه سادات حسينى
تا به كى با درد عشقت سر كنم
در فراقت گونه ها را تركنم
من غريب چشمهايت گشته ام
تا قيامت مبتلايت گشته ام
چشمه اى روشن تر از آيينه اى
فاش گويم خوب من بى كينه اى
درد خود را با كه گويم يار نيست
در سكوت شهر كس بيدار نيست
كوچه را در انتظارت مانده ام
عشق را صد بار ديگر خوانده ام
بى تو در دستان پائيزم عزيز
تا بيايى اشك مى ريزم عزيز
|