صفحه نخست

درباره ما

ارتباط با ما

 

تقبيح تبعيض عليه زنان، در دين اسلام و اعلاميه جهاني حقوق بشر

قضاوت پال حضرت گل حسامي
منبع : http://www.moj.gov.af/?lang=da&p=magazines&nid=320

براي بهتر شناختن لفظ تبعيض قبل از همه بايد تبعيض را تعريف نمود:
در فرهنگ‌ها، اصطلاح تبعيض را چنين تعريف مي‌نمايد: «بعضي را بر بعضي ديگر ترجيح دادن.»
ثانياً بايست مذمت و محکوم نمودن تبعيض را در کتاب الله و سنت رسول الله ديد و ثالثاً در مورد رفع تبعيض عليه زنان، محتويات اعلاميه جهاني حقوق بشر، کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان و مصرحات قانون اساسي جمهوري اسلامي افغانستان را مرور نمود.
1- تبعيض و مذمت آن در قرآن کريم
تبعيض شاخصه ممتاز حکومت‌هاي فردگرا (فردمحور)، گروه محور و سنتگرا مي‌باشد. اين پديده، شوم‌ترين چيزي است که دامنگير جوامع بشري بوده و مي‌باشد.
مردم دنيا بارها نفرت خود را از تبعيض، اعلان
کرده و آن را در هر شکل و هر نامي محکوم مي‌کنند. قبح تبعيض را نمي‌توان به سادگي منکرشد. به اصطلاح متکلمان، اين پديده قبح ذاتي دارد و عقل مستقلاً بر زشتي آن نظر مي‌دهد و عاملان به تبعيض را مستحق ملامت و سرزنش و احياناً کيفر مي‌داند.
منظور ما از تبعيض دخالت دادن هرچيزي غير از مشترکات ذاتي انسان‌ها، در جامعة بشري و امتياز بندي بر اساس عواملي چون نژاد، رنگ و جنسيت است.
نژاد آريايي با نژاد سامي و يا جرمن، هيچ فرقي ندارند. آدميان ساکن در کرة زمين همه انسانند و از يک نوع اند؛ نه جرمن، گونة خاصي از انسان‌ به‌حساب مي‌آيند و سياهان و سفيدان نيز گونه‌هاي متفاوت از هم نيستند، هم‌چنان زن و مرد هم دو نوع انسان نيست.
چنانکه گفتيم بشر از روزگار نخست، تبعيض را نپذيرفت و همواره بر عليه تبعيض‌گرايان قيام کرد، به اقدامات تبعيض آميز اعتراض نمود.
اديان الهي، بهترين شيوه‌ها را براي محو هرگونه تبعيض به‌کار برده اند. در اين ميان دين نجات بخش اسلام درخشش خاص خود را دارد به‌طور مثال در آيه 13 سورة حجرات وساير سوره‌هاي قرآن کريم هرگونه تبعيض و امتياز محکوم گرديده است.
«ياآيهاالناس انا خلقنا کم من ذکر و انثي و جعلنا کم شعوباً و قبايلاً تمعار يتعار فوا ان اکرمکم عندالله اتقيکم» ترجمه: «اي مردم، ما شما را از مرد و زني بيافريديم و دسته دسته و قبيله قبيله قرارداديم تا يکديگر را بشناسيد، هر آئينه گرامي‌ترين شما نزد خدا، پرهيزگار‌ترين شماست.»
اين آيه ضمن تأکيد بر برابري زن و مرد، ملاک ارزشمندي افراد را تقوا مي‌داند نه جنس آنها. ناگفته نبايد گذاشت که اسلام با صراحت و قاطعيت هرچه بيشتر اعلام داشت که همه انسان‌ها برابرند: زادگاه، رنگ، نژاد، منطقه جغرافيايي، زبان و... به هيچ وجه نمي‌تواند ماية امتياز و برتري افراد بر يکديگر باشد، خداي همه يکي است و همه از هر دسته‌اي‌که باشد بندة خدا هستند و برادر يکديگر. ملاک برتري و فضليت در اسلام، علم و پرهيزگاري و
ايمان و فداکاري شناخته شده است، يعني به هر اندازه که شخص ايمان و دانش بيشتري داشته باشد و خود را از آلودگي‌ها پاک سازد و در راه ايمان خود جهاد بيشتر مي‌کند، شرف و ارزش بيشتري دارد.
اسلام به مرد و زن از نظر حقوق مهم و اساسي انساني نگرش يکسان دارد و علاوه بر اين براي هر زن و مرد، شخصيت انساني قايل است،‌ آن دو را در کليه ارزش‌هاي معنوي و حقوق اساسي مشترک مي‌داند. ترجمه آيات قرآني شاهد اين ادعاست:
1- هر دو از نظر آفرينش انسانند و از نظر جنس و سرشت بر يکديگر برتري ندارد:
- خدا براي شما از جنس خود شما همسراني‌ آفريد (سورة روم، آيه 21).
2- نژاد و جنس ماية اختلاف و امتياز نيست و برتري هريک از زن و مرد به تقوا است. چنانچه فوقاً به آيه 13 سورة حجرات اشاره رفت.
3- هر دو حق مالکيت و تصرف در اموال خود دارند:
- مردان از آنچه با کار و کوشش به‌دست آورده اند نصيبي دارند، زنان نيز از آنچه به‌دست مي‌آورند نصيبي دارند (سورة نسا، آيه 37).
4- هر دو حق ارث دارند:
- مردان، از آنچه‌که از پدر و مادر و نزديکان شانبه جا مي‌ماند بهره‌اي دارند، زنان نيز از آنچه‌ پدر ومادر و نزديکان شانبه جاي گذارده اند بهره‌اي دارند (سورة نسا، آيه 7).
5- نتيجه کار هر يکي از زن و مرد به خود او تعلق دارد و نبايد به هدر رود:
- عمل هيچ مرد و زني در نزد ما از بين نمي‌رود (سورة آل عمران، آيه 195).
6- زن و شوهر در برابر يکديگر ارزش و موقعيت متقابل دارند، نه اين‌که وجود يکي طفيل ديگري باشد:
- زن‌ها براي شما به منزله‌‌اي سنگر آبرو و شرفند و شما هم براي زنان همچون سنگر آبرو و شرفيد (همکار و نگهدار يکديگريد) (سورة بقرهؤ آيه 187).
- زن و مرد از جهت رسيدن به درجات معنوي و فضايل انساني برابرند:
- مردان و زنان مسلمان، با ايمان، فرمانبردار، راستگو، بردبار، خاشع، مسکين نواز، روزه‌گير،‌ عفيف و آنان که بسيار خدا را ياد مي‌کنند، خدا براي‌ شان آمرزش و پاداش بزرگي آماده ساخته است (سورة احزاب، آيه 35).
8- زن و مرد در مقابل قانون برابرند:
- در اين باره آيه مربوط به مجازات زنا و دزدي و غيره شاهد است (سورة مائده، آيه 42 سورة نور،‌ آيه 2).
9- در مسائل اخلاقي و اجتماعي هر دو يک‌سان موظفند:
- اي مردم با ايمان! مرداني از شما مردان ديگر را مسخره نکنند، چه بسا آنان بهتر باشند، و نيز زناني از شما زنان ديگر را مسخره نکنند، چه بسا آنان بهتر باشند... (سورة حجرات، آيه 11)
10- در پيداش فرزند اثر مساوي دارند و بچه متعلق به هر دو است:
- اي مردم! ما شما را از مرد و زني آفريديم (سورة حجرات، آيه 13).
11- ازدواج و تشکيل خانواده، ذاتاًامري مقدس و مطلوب است و ماية آسايش و آرامش:
- از نشانه‌هاي قدرت و لطف الهي است که براي شما از جنس خودتان همسراني آفريد تا در پناه آنها آرامش پيدا کنيد و بين شما مهر و صميميت قرار داد (سورة روم،‌ آيه 21).
قرآن کريم از اين طريق به اصلاح عقايد پرداخته و در ضمن با زدودن تمام تبعيضات و فرق هايي‌که مردم بين خويشتن اعتبار مي‌کنند- جامعه را نيز آراستگي بخشيده است، بنابراين هرگز عقل، پرستش غير خدا را تجويز نمي‌کند و ميان آدميزادگان که همه آزاد و مساوي آفريده شده اند فرقي نمي‌گذارد و برتري را، از آنيخداوند مي‌داند.
2- مذمت و تقبيح تبعيض در سنت رسول الله
در سال هشتم هجري که پيامبر(ص) فاتحانه وارد مکه
مي‌گردد، بر خلاف فاتحين جهان که وقتي شهري را مي‌گشودند دست به غارت و کشتار و خون ريزي مي‌زدند و جان و مال و ناموس آن شهر، براي سپاهيان قوم فاتح مباح مي‌گشت، در اين هنگام، قريش و مردم مکه هراس از انتظار داشتند که محمد(ص) چه تصميم در باره سرنوشت شان خواهد گرفت. پيامبر پس از شکستن بت‌ها بر در کعبه ايستاد و ضمن سخنان گهربار خويش براي نفي هرگونه تبعيض ناروا در ميان انسان‌ها، بعد از حمد و سپاس پرودگار چنين فرمود: «آيها الناس ان ربکم و احد وانا اباکم واحد کلکم لادم و آدم من تراب...» ترجمه: «هان اي مردم! خداي شما يکي است و پدر و مادر همة شما يک نفر است همة شما از آدم هستيد و آدم از خاک بود. همه مردم، در روزگار گذشته و اکنون، مانند دندانه‌هاي شانه مساوي و برابرند، عرب بر عجم و سرخ برسياه برتري ندارند، ملاک فضيلت تقوا و پرهيزگاري است.»
آخرين سفر پيامبر(ص) در سال دهم هجرت جهت برگزاري مراسم حج که به حجتة الوداع معروف است، جمع کساني را که در آن سال در مکه حضور يافته اند به هفتاد تا يکصدو چهارده هزار نفر تخمين زده اند. پيغمبر(ص) در اين سفر ضمن پيش‌بيني مرگ خود، به مهم‌ترين وکليدي‌ترين مسائل مطرح شده در آئين خود مي‌پردازد، که محترم شمردن جان، مال و ناموس آدميان است.
اصولي‌که امروز به‌نام «حقوق بشر» از آن نام برده مي‌شود، در اين خطبه پيامبر(ص) ازجمله چنين مي‌گويد: «اي مردم! شما بر زنان تان حقي داريد و آنها نيز بر شما حقي دارند... با زنان به نيکي رفتار کنيد.» از جمله خطبه‌هاي پيغمبر(ص) در مکه يکي هم در مسجد خيف است که از جمله چنين فرمود: «... مومنين با هم برادرند، خون‌شان برابر است و پائين‌ترين افراد جامعه حق مشارکت، در قراردادهاي اجتماعي را دارا مي‌باشد».
پيامبر بزرگوار اسلام در اين سخنراني‌ها از حقوق انسان‌ها، از محترم شمردن جان و مال و ناموس و آبروي آنها سخن مي‌گويد. امتيازات جاهليت را لغو مي‌نمايد، حقوق اقتصادي اشخاص را به‌رسميت مي‌شناسد.
از حقوق زنان سخن مي‌گويد که آنها نه تنها ميراث نيستند، که همانند دوران جاهليت به‌عنوان ارث و وارث برسند، بلکه انسانند و داراي حقوق کامل و با مردان حقوق متقابل دارند.
اگر سابقة حقوق و اعتبار زن را در بين ديگر ملت‌ها و مکاتب در نظر بگيريم و به نوع رفتاري که با وي مي‌شد و محروميت هايي‌که مي‌کشيد نگاه کنيم که تا قرن‌ها پس از اسلام هم در کشورهاي اروپايي دوام داشت، خواهيم ديد تا چه اندازه اسلام، زن را در حوزة حقوق و شخصيت انساني وارد کرده است. پيداش زنان بزرگ در اسلام که نقش تربيتي و اجتماعي آنها زبانزد است خود شاهد حرکتي است که اسلام به اين جنس داده است، و نيز بيان سرگذشت عده‌اي از زنان بزرگ تاريخ در قرآن و نام‌گذاري يکي از سوره‌هاي آن به‌نام «نسا» (زنان) و مبارزة شديد با دخترکشي و تضييع حقوق بانوان، شاهد موقعيت زن از ديد اسلام است.
3- بررسي موارد رفع تبعيض عليه زنان در اعلاميه جهاني حقوق بشر
پس از جنگ جهاني دوم و پيروزي متفقين در 25 اپريل 1945 کنفرانسي در سانفرانسيسکو با شرکت پنجاه کشور، بنا به دعوت امريکا، شوروي وقت، انگلستان، چين و فرانسه تشکيل مي‌گردد. در اين کنفرانس اساسنامه سازمان ملل متحد به‌نام منشور ملل متحد مورد تصويب قرار مي‌گيرد. در ماده 68 اين منشور چنين آمده است که: «شوراي اقتصادي و اجتماعيدر مقام يکي از نهادهاي اصلي سازمان ملل متحد، کميسيون‌هايي براي مسائل اقتصادي و اجتماعي و ترويج حقوق بشر تأسيس کند.» و با تأسيس کميسيون حقوق بشر توسط شوراي اقتصادي و اجتماعي در فبروري 1946 مباحث حقوق بشر در اين کميسيون نزديک به 2 سال طول مي‌کشد و سرانجام اعلاميه جهاني حقوق بشر پس از بحث و تبادل نظرهاي فراوان در واپسين ساعات شب 10 دسمبر 1948 مطابق 19 قوس 1327 هـ.ش بدون هيچ راي مخالفي به تصويب مجمع عمومي سازمان ملل متحد مي‌رسد که کشور افغانستان به‌مثابه يک عضو وفادار سازمان ملل متحد، اعلاميه
متذکره را امضا و رعايت آن را در کشور اعلام و متن اعلاميه جهاني حقوق بشر را به زبان‌هاي رسمي کشور انتشار داد.
اعلاميه جهاني حقوق بشر، از متن‌هاي راهنما و روشنگر در تاريخ بشر است، پيکار خستگي ناپذير براي دفاع از حيثيت و کرامت انسان و برضد تمام بيدادگري‌ها در زمان‌ها و مکان‌هاي مختلف با حد و مرزهايي مانند قرار دادها، مجموعه‌هاي قوانين، بيانيه‌ها و اعلاميه‌ها مشخص شده که نشانه‌هاي پيروزي‌هاي اذهان هستند و در وجدان بشر و قوانين مکتوب يا مرسوم نقش بسته اند.
اعلاميه جهاني حقوق بشر داراي يک مقدمه و 30 ماده مي‌باشدکه در مقدمه اش مي‌خوانيم:
از آنجاي‌که شناسايي حيثيت و کرامت ذاتي تمام اعضاي خانوادة بشري و حقوق برابر و سلب ناپذير آنان اساس آزادي، عدالت و صلح در جهان است؛ از آنجا‌ي‌که نا ديده گرفتن و تحقير حقوق بشر به اقدامات وحشيانه‌اي انجاميده که وجدان بشر را بر آشفته و پيدايش جهاني که در آن افراد بشر در بيان و عقيده آزاد، و از ترس و فقر فارغ باشند، عالي‌ترين آرزوي بشر اعلام شده است؛ از آنجاي‌که مردمان ملل متحد، ايمان خود را به حقوق اساسي بشر و حيثيت و کرامت و ارزش فرد انسان و برابري حقوق مردان و زنان، دوباره در منشور ملل متحد اعلام و عزم خود را جزم کرده اند که به پيشرفت اجتماعي ياري رسانند و بهترين اوضاع زندگي را در پرتو آزادي فزاينده به‌وجود آورند.
مجمع عمومي اين اعلاميه جهاني حقوق بشر را آرمان مشترک تمام مردمان و ملت‌ها اعلام مي‌کند تا همة افراد و تمام نهادهاي جامعه اين اعلاميه را همواره درنظر داشته باشند و بکوشند که به ياري آموزش و پرورش، رعايت اين حقوق و آزادي‌ها را گسترش دهند و با تدابير فزاينده ملي و بين‌المللي شناسايي و اجرايي جهاني و مؤثر آنها را چه در ميان خود مردمان کشورهاي عضو چه در ميان سر زمين‌هايي‌که در قلمرو آنها هستند، تأمين کنند.
در اعلاميه جهاني حقوق بشر در مورد رفع تبعيض عليه زنان مي‌توان به‌مواد آتي اشاره نمود:
ماده1- تمام افراد بشر آزاد زاده مي‌شوند و از لحاظ حيثيت، کرامت و حقوقبا هم برابرند،
ماده 2- هرکس مي‌تواند بي‌هيچ‌گونه تمايزي، به‌ويژه از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دين، عقيدة سياسي يا هر عقيدة ديگر، و همچنين منشاي ملي يا اجتماعي، ثروت، ولادت يا هر وضعيت ديگر، از تمام حقوق و همه آزادي‌هاي ذکر شده در اين اعلاميه بهره‌مند گردد.
به علاوه نبايد هيچ تبعيضي به‌عمل آيد که مبتني بر وضع سياسي، قضايي يا بين‌المللي کشور يا سر زميني باشد که شخص به آن تعلق دارد؛
ماده 7- همه در برابر قانون مساوي هستند و حق دارند بي‌هيچ تبعيض از حمايت يکسان قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعيضي که ناقض اعلامية حاضر باشد و برضد هر تحريکي که براي چنين تبعيضي به‌عمل آيد، از حمايت يکسان قانون بهره‌مند گردند.
فقره 1 ماده 16 اعلاميه متذکره اشاره مي‌دارد که: هر مرد و زن بالغي حق دارند بي‌هيچ محدوديتي از حيث نژاد، مليت يا دين با همديگر زنا شويي کنند و تشکيل خانواده بدهند. در تمام مدت زناشويي و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند.
فقره 2 ماده 23 تصريح مي‌دارد که: «همه حق دارند که بي‌هيچ تبعيضي، در مقابل کار مساوي، مزد مساوي بگيرند.»
در فقره 2 ماده 25 مي‌خوانيم که: «مادران و کودکان حق دارند که از کمک و مراقبت ويژه برخوردار شوند.»
طوري که به‌ همگان هويداست، اعلامية جهاني حقوق بشر مبتکر حقوق بشر نبوده بلکه اديان الهي به ويژه اسلام نخستين اعلاميه‌هاي حقوق را در برداشته و فلاسفه و دانشمندان نيز به گونه‌اي که از حقوق بشر دفاع کرده اند و قبل از اعلاميه جهاني حقوق بشر اين حقوق در برخي از اعلاميه‌ها و مقررات داخلي کشور‌ها مطرح شده است.
به ديگر سخن، حقوق و آزادي‌هاي مندرج در اعلاميه جهاني حقوق بشر ترکيبي است از حقوق و
آزادي‌هاي بشري که قبل از تاسيس سازمان ملل متحد وارد قوانين اساسي و ديگر قوانين کشورهاي مختلف جهان گرديده بود. همچنين تاريخ تمدن بشر شاهد کوشش پيامبران، فلاسفه و متفکران و انسان دوستان مشرق و مغرب زمين در اعتلاي شان و کرامت انسان و دفاع از حقوق و آزادي‌هاي اساسي انسان است.
معهذا از قرن هجدهم به بعد با اعلاميه‌هاي مختلف حقوق بشر که در امريکا و اروپا به تصويب رسيد و با ذکر و تضمين حقوق و آزادي‌هاي اساسي در قوانين اساسي کشورها توجة جهانيان بيش از بيش به اين حقوق معطوف شد و به ويژه بعد از جنگ جهاني دوم نهضتي در اين زمينه پديد آمد که در اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق‌ها و قراردادهاي بين‌المللي متبلور گشت.
4- بررسي موارد رفع تبعيض عليه زنان در کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان
چنانچه فوقاً اشاره رفت خردمندان دنياي معاصر در نشست‌هاي بين‌المللي و دولت‌ها در سازمان ملل، اقدام به نشر اعلاميه‌ها و تصويب کنوانسيون‌هايي کرده اند که خصوصاً تبعيض را محکوم مي‌کند.
طوري که در بخش مربوط به اعلاميه جهاني حقوق بشر گفته آمديم که اعلاميه متذکره مقرر مي‌دارد: «هرکس مي‌تواند بدون هيچ‌گونه تمايز، مخصوصاً از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقيدة سياسي يا هر عقيدة ديگر و همچنين مليت، وضع اجتماعي، ثروت، ولادت يا هر موقعيت ديگر از تمام حقوق و کليه آزادي‌هايي که در اعلامية حاضر ذکر شده است، بهره مند گردد.»
فقره 2 ماده دوم و ماده سوم ميثاق بين‌المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي وفرهنگي، همچنين فقره 1 ماده دوم و سوم ميثاق بين‌المللي حقوق مدني و سياسي شبيه همان مضمون را تکرار نموده است. فقره 1 ماده دوم ميثاق بين‌المللي حقوق مدني و سياسي چنين است: «دوست‌هاي طرف اين ميثاق، متعهد مي‌شوند که حقوق شناخته شده در اين ميثاق را در بارة کليه افراد مقيم در قلمرو و تابع حاکميت شان بدون هيچ‌گونه تمايزي از قبيل نژاد، رنگ، جنس،
زبان، مذهب، عقيدة سياسي يا هر عقيدة ديگر، اصل و منشاي ملي يا اجتماعي، ثروت نسب يا ساير وضعيت‌ها، محترم شمرده و تضمين بکند.»
غير از اين‌ها قرار دادهاي بين‌المللي ديگري در خصوص رفع و منع تبعيض به دولت‌ها رسيده است از جمله: قرارداد بين‌المللي رفع هر نوع تبعيض نژادي، کنوانسيون بين‌المللي عليه آپارتايد در ورزشو کنوانسيون رفع و محو تبعيض عليه زنان که ذيلاً بدان پرداخته مي‌شود.
کنوانسيون رفع کليه تبعيضات عليه زنان که به تاريخ 18 دسمبر 1979 از طرف مجمع عمومي سازمان ملل متحد ضمن 30 ماده تصويب گرديد، کشور افغانستان به تاريخ پنجم مارچ 2003 بدان ملحق شد.
در مقدمة کنوانسيون مطرح بحث آمده که: « دول عضو کنوانسيون حاضر، با عنايت به اين که منشور سازمان ملل متحد بر حقوق اساسي بشر، مقام و منزلت هر فرد و برابري حقوق زن و مرد تاکيد مجدد دارد، با اعتقاد بر اين که اعلاميه جهاني حقوق بشر بر اصل جايز نبودن تبعيض تاکيد دارد و اعلام مي‌دارد که کليه افراد بشر آزاد به‌دنيا آمده و از نظر مقام و منزلت و حقوق يکسان بوده و مجاز به استفاده از کليه حقوق و آزادي‌ها، بدون هيچ‌گونه تمايزي از جمله جنسيت مي‌باشد، با تاکيد بر اين که دول عضو ميثاق‌هاي بين‌المللي حقوق بشر متعهد مي‌باشند تا زنان و مردان از حقوق اساسي، اجتماعي، فرهنگي، مدني و سياسي برخوردار گردند، با در نظر گرفتن اين که کنوانسيون‌هاي بين‌المللي که تحت نظر سازمان ملل متحد و آژانس‌هاي تخصصي منعقد گرديده موجب استيفاي حقوق زن و مرد گرديده، با توجه به اين که به موجب قطعنامه‌ها، اعلاميه‌ها و توصيه‌هاي سازمان ملل متحد و آژانس‌هاي تخصصي، برابري حقوق زن و مرد ارتقا بخشيده شده، با نگراني از اين که عليرغم صدور اسناد مختلف، اعمال تبعيضات عليه زنان به‌طور گستردة همچنان ادامه دارد.
با ياد آوري اين که اعمال زنان نافض اصول برابري حقوق و احترام به شخصيت بشر مي‌باشد، و مانع شرکت زنان در شرايط مساوي بامردان در
زندگي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي به کشور خود مي‌شوند، و از کاميابي و موفقيت جامعه و خانواده ممانعت مي‌نمايد، و تحول کامل استعدادهاي زنان را در خدمت به کشور و بشريت مشکل‌تر مي‌سازد، بانگراني از اين که زنان در شرايط فقر و تنگدستي حداقل دسترسي را به مواد غذايي، بهداشتي، تحصيلات، دورة آموزشي و امکانات استخدامي و ساير نيازها دارند...
تصميم گرفتند اصول مربوط به اعلاميه رفع تبعيضات عليه زنان را به مورد اجرا گزارده و بدين منظور اقداماتي را جهت از ميان برداشتن کليه اشکال و انواع آن اتخاذ نموده اند.
در مادة اول کنوانسيون، واژه تبعيضات عليه زنان تعريف شده و در زمينه گفته شده که: واژه «تبعيضات عليه زنان» در اين کنوانسيون به معناي قايل شدن هر گونه وجه تمايز، قايل شدن استثنأ يا محدوديتي بر اساس جنسيت است که به رسميت شناختن آزادي‌هاي اساسي زنان، حق بهره وري و رعايت حقوق بشر در مورد آنها در زمينه‌هاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي و مدني يا ساير موارد بدون توجه به وضعيت تأهل آنها و حقوق زن و مرد خلل و آسيب وارد آورد.
در مادة دوم کنوانسيون، دول عضو تعهد سپرده اند که آنها تبعيضات عليه زنان را به هرشکلي محکوم کرده و موافقت مي‌نمايد بدون درنگ و به طرق مقتضي سياست رفع تبعيضات عليه زنان در پيش گرفته شود.
در مادة سوم کنوانسيون دول عضو موافقت نموده اند که در تمام زمينه‌ها، بالاخص زمينه‌هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي کليه اقدامات لازم از جمله وضع قوانين را به منظور رشد و پيشرفت کامل زنان به عمل مي‌آورند تا اجراي حقوق بشر و بهره مندي آنها از آزادي‌هاي اساسي بر مبناي مساوات با مردان تضمين گردد.
مادة ششم کنوانسيون مشعر است که دول عضو، کليه اقدامات مقتضي از جمله وضع قوانين را به منظور جلوگيري از سؤ استفاده از زنان و استثمار آن به عمل خواهند آورد.
ماده دهم کنوانسيون
ماده دهم کنوانسيون تصريح مي‌دارد که دول عضو کليه اقدامات مقتضي را به عمل خواهند آورد تا به منظور رفع تبعيضات عليه زنان حقوق مساوي با مردان به آنان در زمينة آموزش و پرورش بالاخص بر اساسات مساوات بين زن و مرد اعطا گردد.
در مادة يازدهم دول عضو متعهد گرديده اند که آنها کليه اقدامات مقتضي را به عمل خواهند آورد تا هر گونه تبعيض عليه زنان در زمينة شغلي از بين برود، و بر اساس اصل تساوي حقوق بين زنان و مردان، حقوق مشابه براي آنها تضمين شود.
ماده سيزدهم کنوانسيون چنين اشعار مي‌دارد: دول عضو کليه اقدامات مقتضي را به منظور رفع تبعيضات عليه زنان در ساير زمينه‌هاي زندگي اقتصادي و اجتماعي به عمل خواهند آورد، تا بر اساس اصل برخورداري از حقوق مساوي و يکسان مردان و زنان رعايت گردند.
کنوانسيون رفع کليه تبعيضات عليه زنان، مشکلات خاص زنان روستايي را نيز از نظر نيانداخته و در ماده 14 خويش اقداماتي را جهت رفع تبعيضات عليه زنان روستايي پيش‌بيني نموده است.
5- پيش‌بيني موارد رفع تبعيضات عليه زنان در مصرحات قانون اساسي جمهوري اسلامي افغانستان
قانون اساسي جمهوري اسلامي افغانستان در مقدمة خويش رعايت منشور ملل متحد و احترام به اعلامية جهاني حقوق بشر را مطمع نظر قرار داده و ايجاد جامعة مدني عاري از ظلم، استبداد و تبعيض را نصب العين خويش خوانده و حقوق انساني و تأمين آزادي‌ها و حقوق اساسي مردم را اساس کار خود دانسته است، در مادة ششم قانون مذکور، دولت مکلف به ايجاد يک جامعه مرفه و مترقي بر اساس عدالت اجتماعي، حفظ کرامت انساني، حمايت حقوق بشر و تحقق دموکراسي گرديده است و ماده هفتم قانون موصوف اشعار مي‌دارد که دولت منشور ملل متحد، معاهدات بين الدول، ميثاق‌هاي بين‌المللي که افغانستان به آن الحاق نموده و اعلاميه جهاني حقوق بشر را رعايت مي‌کند.
در فصل دوم قانون اساسي جمهوري اسلامي افغانستان تحت عنوان «حقوق اساسي و وجايب اتباع» در ماده 22 تصريح گرديده که: هر نوع تبعيض و امتياز بين اتباع افغانستان ممنوع است و اتباع افغانستان در برابر قانون داراي حقوق و وجايب مساوي مي‌باشند.
در ماده 44 قانون متذکره، دولت مکلف گرديده است تا به منظور ايجاد توازن و انکشاف تعليم براي زنان... پروگرام‌هاي مؤثر وضع و تطبيق نمايد. و در فقره اخير ماده 50 قانون اساسي مذکور آمده که: اتباع افغانستان بر اساس اهليت و بدون هيچ‌گونه تبعيض و به موجب احکام قانون به خدمت دولت پذيرفته مي‌شوند. و در ماده 53 قانون مطرح بحث براي زنان بي‌سرپرست، مطابق به احکام قانون اعطاي کمک‌هاي لازم پيش‌بيني گرديده است.
در ماده 54 قانون اساسي جمهوري اسلامي افغانستان، خانواده رکن اساسي جامعه دانسته شده و مورد حمايت دولت قرار داده شده است.
طوري که از مقدمه و فصل حقوق و وجايب اتباع مندرج در قانون اساسي جديد افغانستان بر مي‌آيد در آن از رعايت و احترام منشور ملل متحد، اعلامية جهاني حقوق بشر و ساير معاهدات و ميثاق‌هاي بين‌المللي که افغانستان بدان الحاق نموده تصريحاتي به عمل آمده چون کنوانسيون رفع کليه تبعيضات عليه زنان را، دولت افغانستان پذيرفته و بدان الحاق نموده است، لذا لازم مي‌افتد تا جهت رفع کليه تبعيضات عليه زنان افغان اقدامات وسيع و همه جانبه به عمل آيد و صورت ضمانت اجرايي را به‌خود بگيرد، زيرا قانون و مقرارتي که ضمانت اجرايي نداشته باشد، حيثيت بر روي يخ نوشتن و در آفتاب گذاشتن را دارد.
منابع و مأخذ


 

صفحه نخست

درباره ما

فصلنامه بشارت

بولتن خبري افغانستان

گفتگو

در ساحل سرود

شمیم احساس

اهل بيت (ع)

مقالات

داستانهای قرآنی

سایتهای افغانستان

کتابخانه

تازه های نشر

گالري تصاوير

تمامی حقوق متعلق به سایت مؤسسه فرهنگی بشارت است     www.bsharat.com