صفحه نخست

درباره ما

ارتباط با ما

 

حالت رواني و تربيت اطفال نگاهي به مسووليت‌هاي والدين بر تربيت سالم اطفال

عبدالباري غيرت
منبع : http://www.moj.gov.af/?lang=da&p=magazines&nid=407

نخست بايد به صورت عموم بالاي ارتباطات ارثي طفل بحث نموده و بعداً از نگاه رواني در حالت مهاجرت به نفسيات و سايکولوژيآن بپردازيم. و در محيط بيگانه، اخلاق، عادات و ديگر کوايف وي را بررسي نماييم. طوري‌که به صورت آشکار مي‌بينيم که اکثر اطفال به طور ارثي شکل و صورت و قيافه پدر و مادر خود را مي‌گيرد. به طور مثال اگر پدر و مادر سياه چهر باشند طفل وي نيز همان چهره را به خود مي‌گيرد و همچنان در ساختمان اعضا چون بيني و چشم و کاسه روي طفل شبيه پدر و مادر و يا ديگر اقارب نزديک وي مي‌باشد.
ما در محيط خويش مي‌بينيم که شکل و قيافه اقوام مختلف باهم اختلاف داشته و به صورت اکثر همانند قوم و قبيله خويش مي‌باشد. و فراتر از کشور خود اين تباين و اختلاف در بين کشورهاي مختلف نيز به وضوح ديده مي‌شود.
پس در عادات و اخلاق و سلوک نيز چنين تشابه و همرنگي در وراثت به صورت بديهي و آشکار ديده مي‌شود ماهران علم الحيات و نفسيات ثابت کرده‌اند که در جسم آنان 48 کروموزوم موجود بوده که اين کروموزوم در ديگر حيوانات مختلف بوده و يکسان نمي‌باشند.
همچنان آنان به اثبات رسانيده‌اند که هر کروموزوم داراي ذره‌هاي خورد بوده که به نام ژن ياد مي‌شود. و عامل وراثت حقيقي همين ذره‌ها بوده که در تشکيل بيني، چشم، موها و ديگر اعضاي انسان رول مهمي را بازي مي‌کند.
علم جديد همچنان واضح ساخته و به اثبات رسانيده است، طوري‌که در ظاهر اعضا وراثت اثر مهمي دارد در اخلاق، سلوک، رويه و عادات نيز اثر مهمي را دارا مي‌باشد و به واسطه همين کروموزوم‌ها وراثت از يکي به ديگري انتقال مي‌يابد. علماي قديم و ماهران نفسيات نيز به وراثت عقيده داشتند، مگر به چنان نتايجي نرسيده بودند چنان ‌که امروز علم جديد به آن پي برده است. دين مقدس اسلام هم به همين قانون خلقت و طبيعت دقت نموده، مگر به اين اختلاف که علماي جديد کلمه ژن را استعمال نموده‌اند که همان مفهوم و معناي عرُق را مي‌دهد. با اين تفاوت که ژن کلمه لاتيني و عرق کلمه عربي مي‌باشد. پيامبر اسلام حضرت محمد(ص) در مورد وراثت مي‌فرمايد: «انظرفي اي شيئ تضع ولدک فان العرق وساس» ترجمه: ببين که در کدام محل طفل قرار مي‌گيرد زيرا که عرُق نقل دهنده است.
از اين حديث شريف استنباط مي‌گردد که از زنا و فحاشي بايد پرهيز نمود تا اختلاف انساب به ميان نيايد. و اطفال تان رويه بدي را به خود اختيار ننمايند. گرچه موضوع ارث و وراثت ثابت بوده و کسي از آن انکار نمي‌تواند کرد با آن هم گاهي اتفاق مي‌افتد که اطفال از قانون وراثت مستثنا گرديده و به پدر و مادر و دگر خويشاوندان هيچ نه پيوندند و راه ديگر را اختيار نمايند.
ماهران علم نفسيات به اين باوراند که عدم تشابه اطفال به پدر و مادر و يا ديگر اقربا و خويشاوندان اثر مرتبه تغيير و تحول کروموزوم و يا ژن مي‌باشد و يا هم طفل از نياکان دور و بعيد خود اين ميراث ظاهري در شکل و يا هم عادت و اخلاق را گرفته باشد. پس ديده مي‌شود که اين وراثت طفل از نسل قريب خود نگرفته بلکه از نسل بعيد خود اخذ کرده باشد. و يا هم نقص کروموزوم و سلول تناسلي بوده باشد که اين نقيصه و عدم تشابه را به بار آورده است. که در قيافه و اخلاق نسل‌هاي آينده هويدا و آشکار گرديده است. علماي قديم اين تغيير و تطور را مي‌دانستند ولي يک عالم نفسيات به اسم مولر در سال 1927 ميلادي اين تغيير در سلول تناسلي به واسطه اشعه مجهول را کشف نموده است.
و بعداً به وسيله شعاع (اکس) نتايج مثبتي را به بار آورده‌اند. اسلام به اين موضوع دلايل خاصي داشته و علت اطفالي‌که از نظر خلقت، رويه و عادات به پدران و نياکان خود مشابهت پيدا نمي‌کنند واضع ساخته است.
امام باقر رضي الله عنه مي‌فرمايد: «انصاري همراه با خانمش به حضور حضرت پيامبر متعرف شده‌اند و آن مرد گفت: اي پيامبر خدا! اين خانم دختر کاکايم مي‌باشد. عفيف و پاکدامن بوده و از وي اخلاق سو سر نزده است مگر همين زن، طفلي را به بار آورده که هيچ به ما و خاندان ما شباهت نداشته است. رنگش سياه بيني اش پخچ و موهاي چنگ و باهم آويخته دارد. خلاصه اين که يک چنين طفلي را به بار آورده است.
پيامبر خدا از زن پرسيد که کيفيت چه است؟ زن قسم به خداوند بجا مي‌آورد که من يک زن عفيفه و پرهيزگار بوده و همين طفلم از همين شوهرم مي‌باشد. پيامبر خدا انديشيد و سپس سر خود را بالا کرده و به آسمان نگاه داشت و بعد به شوهر خانم رو گشتاند و فرمود: «هر انسان تا آدم عليه السلام 99 عرُق در ريشه دارد که در خلقت طفل از اين ريشه‌ها بر يکي آن فعاليت دارد. وقتي‌که نطفه در رحم قرار گيرد هر ريشه از خداوند متعال طلب دارد تا اين طفل ارث همان ريشه را به خود گيرد. پس اين طفل از همان ريشه‌ها يکي آن را اختيار کرده است. بدين اساس اين طفل از نسل شما است و وي را نگه‌داريد.
سپس آن زن گفت: اي پيامبر خدا صلوات برتو که اين غم و غصه را از من بيفگندي و ما را مطمين ساختي. وقتي‌که يک انسان تا آدم عليه السلام 99 عرُق در ريشه دارد امکان اين مي‌رود که طفل وراثت قيافه‌اي وي خصلتي را از نياکان بعيد خود گرفته و به وي انتقال شده باشد که در نسل‌هاي آينده شکل و خصلت وي مقايسه شده نمي‌تواند. و امکان دارد که اين ريشه‌ها تا آدم عليه السلام از 99 زياد بوده باشد که چنين اعداد در قرآن کريم زياد ذکر شده و امکان زيادي آن مي‌باشد طوري‌که در قرآن کريم آمده است: اي پيامبر خدا اگر به اين کفار 70 مرتبه مغفرت بخواهي خداوند به آنها مغفرت نمي‌کند که عدد مذکور محصور به 70 نبوده و امکان زيادي هم دارد، يعني در صورت زيادي از هفتاد مرتبه هم خداوند آنها را نمي‌بخشد.
اين هم پر واضح است که آدم عليه السلام يک شخص بوده و خداوند وي را از (طين) (گل) خلق نموده است و نسل بعدي وي به اشکال، قيافه‌ها و اخلاق و عادات مختلف متشکل و خلق شده‌اند. پس در اين صورت تشابه و مماثلت يک طفل به نسل‌هاي بسيار بعيد امکان بيرون نيست.
بايد گفت که به اساس هدايات اسلام اين شک و ترديد بيهوده و اين ظني که طفل با قيافه متفاوت‌تر از پدر و مادر را اولاد خود ندانند از اذهان دور کنند و نه خود و نه هم خانم خود را تحت فشار روحي قرار بدهند. زيرا که در اين صورت کانون خانوادگي درهمو برهم گشته و عفريت نفاق و شقاق در خانواده حاکم مي‌گردد که نتيجه آن خواهي نخواهي به طلاق و تفريق منجر مي‌گردد و اولاد نيز روحيه سو گرفته بار دوش جامعه مي‌گردند.
دانشمندان عصر حاضر وراثت را فقط به نسل‌هاي نزديک ارتباط نمي‌دهند بلکي به نظر آنها نسل‌هاي دور و بعيد در وراثت رول مهمي را باز مي‌کند و اين سلسله تا آدم عليه سلام ادامه مي‌يابد طوري‌که گفته آمده وراثت در رنگ و صورت و قيافه موثر بوده همچنين در اخلاق و عادات و سلوک نيز موثر بوده مي‌تواند که موضوع بحث ما اکنون همين فقره دوم يعني وراثت در اخلاق و عادات مطرح مي‌باشد که به اساس وحي الهي ذريعه حضرت رسول اکرم(ص) به ما ابلاغ گرديده است و در حالي‌که آن وقت انکشافات و وسايل امروز هم در دسترسي مردم قرار نداشت.
البته علاوه بر ارث بردن اخلاق و عادات علت‌هاي ديگري هم وجود دارند که بالاي صحت و روان اطفال تاثير به سزايي دارند چنانچه لازم است وقتي که طفل در شکم مادر مي‌باشد مادرش بايد غذايي صحي و ويتامين‌دار تناول نموده و با احتياط خيز و نشست نمايد. وقتي که طفل تولد شود به تربيت بدني و صحي وي توجه کامل صورت گيرد و فضاي مساعد برايش آماده گردد،زيرا که تربيه و پرورش بر وارثت غالب مي‌باشد. در تربيه سالم استعداد‌ها و کمالات تبارز و انکشاف مي‌نمايند اخلاق و روش انساني و اسلامي را برايش مي‌آموزاند و از سخنان عقده‌اي وي را نگه مي‌دارد و حيثت‌هاي نيک را برايش تلقين مي‌کند. از مواخذه الله تعالي او را ترسانده و از حشر و کتاب حتا موصوف را باخبر مي‌کنند، روز جزا را به يادش آورده و به طرف ايمان و خدا پرستي وي را رهنمايي مي‌نمايند. به اندازه وسع و توان اوليا غذاي صحي را برايش تهيه نموده، زيرا که عقل سليم در بدن سالم است. از اعتياد هيرويين، شراب، سگرت و غيره وي را بر حذر داشته و از اضرار آن او را واقف مي‌سازند.
به طور خاص توجه جدي در مورد مهماني مبذول گردد که در ديار مهاجرت زيست مي‌نمايند و به صورت اخص تربيت در محيط هجرت را زيادتر مورد توجه و دقت قرار دهند. نوازش و تربيه اين طبقه فوق از عبادت‌هاي اسلامي شمرده شده، چنانچه پيامبر اسلام حضرت محمد(ص) فرموده‌اند: بهترين خانه همانست که تربيه سالم يتيم در آن صورت مي‌گيرد و بد ترين خانه همانست که يتيم دران جور ديده و متضرر مي‌گردد.
همچنان مي‌فرمايند: کسي که در خانه خويش يتيم را مورد نوازش و تربيت سالم قرار دهد تا که بزرگ شود، الله تعالي براي تربيت دهندة وي جنت نصيب مي‌گرداند. خلاصه اين که يتيم مستحق عطوفت و نوازش بوده که در اين مورد احاديث متعددي وارد گرديده‌اند. که همه آن دلالت برآن مي‌کند که با يتيم رويه نيک صورت گيرد در تعليم و تربيه آن کوشش و سعي شده و به نگاه محبت و عطوفت به وي نگريسته شود. همچنين درجاي ديگر حضرت محمد(ص) مي‌فرمايد: کسي که از قساوت و بي رحمي خود خوف و هراس داشته باشد بايست که بالاي سر يتيم دست خود را بمالد. اميد است که در قلب وي رحم و عطوفت پيدا شود.
در اجتماع يتيم سزاوارتر از آن است که مورد لطف و رحمت قرار گرفته تا نامبرده بار دوش جامعه نگرديده به روانش ضربه وارد نشده و معلم تعليم و تربيه وي مستحق اجر ضروري شده بتواند.
در جامعة اسلامي اولتر از همه يتيم مستحق‌تر است که مورد توجه قرار گيرد. حضرت علي(رض) مي‌فرمايد: به يتيم همان ادب بياموز که به فرزند خويش مي‌آموزي و طوري سرزنش اش کن که فرزند خود را سرزنش مي‌کني، با اين معنا که وي را با پسرانت شريک ساز و فرق و امتياز در بين قايل مشو. در تربيه طفل نخست تربيه فاميلي رول دارد و پس از آن مکتب، پرورشگاه و غيره مراکز تعليم و تربيت. طفلي که در خانواده مودب تربيه بگيرد و از خانواده نيک و با تربيه باشد و در محيط با تعليم تربيه روحي و جسمي گرفته باشد. مي‌توان گفت که اين طفل مربي و معلم جامعه آينده مي‌تواند شد که در آينده جامعة بهتر شده و خصوصاً اسلام از کردار و گفتار وي استفاده مي‌نمايد.
بعضي از پژوهشگران جامعه شناسي براي جلوگيري از انحراف طفل پنج شرط را اساس گذاشته که آن را هم به وسيله الهام از آيات قرآني و تجربيات زندگي آموخته و آن شروط ذيلاً آورده مي‌شود:
1- محافظت جسمي افراد جامعه؛ 2- محافظت مالي افراد جامعه؛ 3- محافظت آبرو و عزت افراد جامعه؛ 4- محافظت تفکر و محبت و صفايي افراد جامعه؛ و 5- محافظت عقايد و اخلاق افراد جامعه.
اديان سماوي و به ويژه دين مقدس اسلام به اصول پنچ گانه فوق به ديده اهتمام و دقت نگريسته است. اسلام قتل يک انسان را منع قرار داده در صورت بروز واقعه جزاي اين پديده جنايت قصاص مي‌باشد. اسلام مال مرد را محفوظ نگه‌ داشته و در صورت سرقت و دزدي سارق جزاي معينه خويش را مي‌بيند.
اسلام آبرو و عزت مردم را محترم شمرده و در صورت تخلف مستوري جزاي تعزيري را مي‌بيند.
اسلام عقايد مردم را محترم دانسته و تجاوز بر عقايد يک ديگر را منع قرار داده است و در صورت بروز چنين حادثه مرتکب مستوجب جزا شناخته شده، کساني که حقوق بشر و به ويژه حقوق اسلامي را رعايت مي‌نمايند اصول اساسي فوق را تطبيق نموده و افراد سالم را به جامعه تقديم مي‌نمايند. بايد گفت که مهر نخستين تربيه طفل آغوش مادر بوده و او معلم اولين مدرسه تربيت نام گذاشته شده است. آغوش مادر براي طفل محيط طبيعي بوده که از همين جا تربيه سالم و يا ناسالم را به خود کاپي مي‌نمايد. اطفالي که از آغوش مادر محروم‌اند به ويژه يتيمان که در ديار هجرت به کثرت ديده مي‌شوند. آنان طبيعتاً مايوس و نا اميد بوده و به اهتمام زياد احتياج دارند تا بار جامعه انساني نباشند. بعد از آغوش مادر مدرسه دوم طفل پدر، برادر، خواهر، کاکا و غيره مي‌باشد که بايد با اطفال بر خورد نيک و حسنه نمايند و از تربيه طفل غافل نباشد.
حالت رواني طفل در مهاجرت
در اجتماع انساني ضرورت مبرم است تا به اطفال يتيم توجه خاصي معطوف گرديده چنانچه حضرت علي(رض)در اين مورد مي‌فرمايد: «به يتيم ادبي ده طوري‌که به طفل خود ادب مي‌دهي و يتيم را سرزنش کن طوري‌که پسر خويش را سرزنش مي‌کني» معناي اين فرموده حضرت علي اين است که طفل يتيم را با طفل خود در هر چيز شريک بگردان و فرق و امتياز بين اين دو قايل مشو. در تربيه اطفال نخست خانواده و فاميل رول به سزايي داشته و بعداً مکتب پرورشگاه و غيره مراکز تربيتي، اين کانون‌ها عناصر مهم تربيوي وي محسوب مي‌گردد. کساني که در خانواده مهذب و با تربيه پرورش يافته به صورت طبيعي در محيط خوب جسماً و روحاً انکشاف يافته، شخص مطلوبي براي جامعه خويش شده مي‌تواند. که در آينده براي محيط خويش مربي نيک و رهنماي خوبي گرديده که اجتماع از افکار و کردار وي پيروي مي‌نمايد. عده‌اي از روانشناسان ماهر و باتجربه براي جلوگيري طفل از کردار و اعمال ناشايسته پنج شرط را لازم گردانيده و اين شروط را از قرآن کريم اين وحي الهي الهام گرفته‌اند و همچنان در تجربيات انساني و بشري در طول تاريخ زندگي بشر آموخته‌اند و آن ذيلاً ارقام مي‌گردد:
1- امنيت جسم و جان انسان‌ها؛
2- امنيت مال انسان‌ها؛
3- امنيت عزت و آبروي انسان‌ها؛
4- با اطفال از طريق مسالمت آميز زندگي کردن؛ و
5- امنيت و حفاظت اخلاق و عقايد انسان‌ها.
اديان آسماني و به ويژه دين اسلام که آخرين دين سماوي بوده به عناصر فوق اهتمام زيادي را قايل شده‌اند.
اسلام قتل انسان را منع قرار داده و در صورت واقع شدن اين قضيه قصاص را واجب گردانيده است. اسلام مال انسان‌ها را محفوظ دانسته و در صورت سرقت و دزدي سارق به جزاي اعمال خود مي‌رسد.
اسلام عزت و آبروي انسان را محترم شمرده و در صورت بروز واقعه متعددي جزاي خويش را مي‌بيند.
به نظر اسلام عقايد انسان‌ها از تعرض مصوون بوده و هر نوع تعرض بر آن را مردود شمرده است و فاعل اين کار جزاي تعزيري مي‌بيند. پس کسي‌که مسلمان است و در جامعه اسلامي زيست و تربيه يافته باشد وي به عناصر فوق توجه کامل نموده و افراد سالم را به جامعه انساني تقديم مي‌دارد.
اين نکته‌ها قابل يادآوري است که براي تربيت اطفال مادر نخستين پرورشگاه و مدرسه بوده و وي هم معلم اين مدرسه است، آغوش مادر محيط طبيعي اطفال بوده که از اينجا عکس العمل‌هاي مثبت و يا منفي اخذ مي‌دارد. پس اطفالي‌‌که از آغوش مادر محرومند بالخصوص يتيمان که در ديار مهاجرت تعداد آنها زياد است به طور طبيعي مايوس و نواميد بوده و مستوجب عطوفت و ترحم بيشتر مي‌باشند تا بار جامعه نگرديده و در روحيات و اخلاق او آثار منفي رونما نگردد.
بعد از آغوش مادر دومين مدرسه طفل پدر، برادر، خواهر، کاکا و غيره خويشاوندان بوده که در تکوين اخلاق و روش رول به سزايي دارند. و بايد که با اطفال رويه نيک و مناسبي را درپيش گرفته و به وجه احسن با آنها برخورد نمايند. مي‌بايست با آنها از در محبت پيش آمده و فضاي مساعد را آماده سازند.
نظم فاميلي آنها طوري باشد تا طفل از آن خاطره نيک و پسنديده داشته روحيات و روان او صدمه نديده و باعث رنجش وي نگرديده باشد. سپس سومين مدرسه طفل محيط بيروني و بالاخص مدرسه بوده و همچنان همسايه‌ها در تکوين شخصيت وي رول سازنده‌اي دارند. بايست طفل از همنشين سو و فاقد اخلاق و تربيه دور نگه‌داشته و در مدرسه هم اولياي وي نامبرده را مراقبت و مواظبت نمايد، بالاي معلمان و آموزگاران تاکيد شود تا از انحرافات و سوي اخلاق دور باشد.
از همين سبب مي‌گوييم که اولاً در مکاتب و مدارس مدير نيک خصلت و مهذب مقرر گرديده که رويه او در شاگردان رول مهمي را بازي مي‌کند. تا وي اشخاص نيک و مفيد را به جامعه تقديم نمايد.
تعليم و تربيه اسلامي اطفال
وقتي‌که از تعليم و تربيه اطفال به طور عمومي نظر گذار ارايه نموديم و کمي روشني بر آن انداختيم الحال موضوعي را به خوانندگان تقديم مي‌داريم که روانشناسان و عالمان اسلامي در مورد تعليم و تربيه اطفال ارايه داشتند و به ويژه موضوعي را به بحث مي‌گيريم که در مورد اخلاق و روش سالم اطفال ابراز نظرهايي داشتند.
در اين باب عالم ديني و روانشناس اسلامي عبدالمومن امواجه يوسف را به بحث گرفته و به طور خلاصه نظريات وي را تقديم مي‌داريم.
1- دانشمندان تعليم و تربيه به اين نظراند که طفل الي 15 سالگي به اهتمام زياد احتياج داشته تا تعليم و تربيه خوبي را فرا گيرد، زيرا چيزي‌که در خورد سالي آموخته مي‌شود تا آخر عمر با وي باقي مي‌ماند.
2- وقتي‌که سن طفل از ده سالگي به بالا مي‌رود بستر وي را جدا ساخته و از پدر و مادر عليحده خواب و استراحت نمايد.
3- وقتي‌که سن طفل به هفت سالگي مي‌رسد والدين او را به نماز عادات داده و احياناً در صورت غفلت به وي نصيحت کرده و کمي اخطاريه بدهد. لاکن ترغيب و تشويق و روحية موثري براي عادت نماز خواندن بوده و محبت پدر و مادر هم نماز خواند را عادت نباشد در اين صورت نصحيت و ترغيب سودي نمي‌بخشد.
4- بايد والدين اطفال خويش را با وي وقت شب خوابانيده و صبحگاه وقت‌تر خيزانند و در اين هر دو حالت ثناي خداوند را به جا آورند. وقتي که صبح بيدار مي‌شوند به اهل بيت خويش سلام داده، نماز خويش را ادا کرده چاي خورده و بعداً به مکتب روانه گردند.
5- در وقت نان خوردن کلمه بسم الله را به زبان آورده و دعاي خواستن روزي حلال را از خداوند طلب نمايند نان را به دست راست و با آرامي و اطمينان خورده به وعده از اتمام احکام دعا نمايند و قبل از شروع غذا به احکام دست‌هاي خود را بشويند.
6- با طفل خويش به ادب رفتار نموده کلمات بي‌ادبي را استمعال ننمايد به طور مثال برايش نگويد: (به فلان دو و دشنام بده) زيرا در اين حالت طفل بي‌ادب گشته و احترام بزرگان را طوري‌که شايسته است بجا نمي‌آورد.
7- زن و شوهر بايد در محضر طفل پرخاش و جنگ و جدال ننمايند چرا که اين کار بالاي روحيات و روان طفل تاثير سو مي‌گذارد او را منحرف ساخته و اسباب پريشاني برايش آماده مي‌شود.
8- عواطف و احساسات زن و شوهر بايست از اطفال در پنهان در بين هم‌ديگر بروز نموده. زيرا در حضور اولاد اظهار محبت و عشق و ديگر شوخي‌هاي عاشقانه طفل را گستاخ تربيه نموده و او را بي‌راه ساخته که اين کار سبب اخلال جامعه مي‌گردد.
9- والدين بايست به اولاد خود سخن‌هاي ضد و نقيض نگويد مثلاً پدر بگويد: اين کار را بکن و در همان لظحه مادر بگويد که: ني اين کار مکن. در اين صورت طفل متردد مي‌شود که چه کند.
10- والدين بايد به اولاد خود هر چه را بياموزاند مانند خوردن، پوشيدن، نوشيدن و او را در امور روزمره عادت بدهد تا به نفس خود اعتماد داشته باشد.
11- بايد والدين به اولاد خود قصه‌هاي حماسي، اسلامي، اخلاقي، ايثار و فداکاري و بالاخص تاريخ و کارنامه‌هاي اجداد مسلمان را تشريح نمايد.
12- بايد طفل در فاميل خود همکار و معاون نيک باشد و تا حدي هم در خدمت همسايگان نيز بوده باشد اگر در خدمت او کدام اشتباهي صورت گرفته باشد وي را اخطار نداده و تهديد ننمايد بلکه به اشتباهش متوجه ساخته و به کارهايش تشويق نمايد.
13- طفل بايست از اطفال ديگر نترسد. يا از جن، بلا و غيره. چرا که در اين صورت ترس و وحشت با وي هميشه توام بوده و خود را ناتوان احساس مي‌کند.
14- بعد از وقت شام طفل بايد به خانه طلب گرديده، نان خورده کمي درس بخواند و سپس به خواب و استراحت رود.
15- بايد والدين پي ببرند که سپورت و بازي ضرورت اهم طفل بوده نبايد وي را به کارهاي سخت و طاقت فرسا وادار نموده بلکه با اطفال ديگر بازي‌هاي مناسب و از چوکات ادب اجرا نمايد.
16- نبايد والدين طفل خود را ناز و پرورش بدهد بلکه بايد از اعتدال کار گرفه نه از حد زياد شفقت به وي کند و نه از حد زياد رويه درشت با وي گيرد، زيرا اين هر دو به آينده وي اثر منفي دارد.
17- بايد به طفل قصه‌هاي ايثار و فداکاري و شجاعت و حماسه آفرين نياکان و اسلاف بيان گرديده از مخترعان جهان به وي ياد آوري شده و از کسان نيک و صادق به وي حکايت صورت گيرد تا موصوف نيز مانند اسلاف خويش مصدر خدمت به جامعه شده باشد.
18- وقتي که طفل با طفل ديگر در جنگ و جدال باشد والدينش او را نگويد که تو مظلوم هستي او آن ديگر ظالم که در اين حالت وي استقامت خود را از دست داده و خود را ناتواناحساس مي‌نمايد.
19- بايد به طفل در مورد بعضي اشياء، و رنگ‌ها معلومات داد، اسماي استادان، شاگردان، حيوانات، ميوه‌ها و ديگر چيزها آموخته شود.
20- بايد به طفل ساز و سامان و ترتيب و تنظيف خانه آموخته شده، فرقي ندارد که طفل بايد او بچه باشد يا دختر را شريک کار خود سازد. به طور مثال دست شستن، دسترخوان هموار کردن و غيره.
21- بايست به طفل مطابق سويه‌اش مسايل اقتصادي، پس انداز پولي، بجا مصرف کردن و غيره آموخته شود.
22- بايد به طفل هنر خطابه و اخبار گفتن ياد داده و والدين خطابه او را گوش بگيرند و خطاي وي را اصلاح نمايند.
23- در هنگام درس و مذاکره طفل بايست به طريقه اسلامي نشسته، بين وي و کتاب فاصله مناسب بوده در روشني درس خوانده و در جاي بنشيند که مزاحم ديگران نشود و نه هم ديگران مزاحم وي شوند.
24- بايد والدين جاي مناسب براي درس وي تهيه داشته، از غوغا و قيل و قال دور نگه داشته شده و در وقت درس خواندن به اتاق او کسي داخل نشود تا فکرش اخلال نگردد.
25- وقتي که طفل مريض مي‌شود به زودترين فرصت نزد داکتر برده زيرا که در اين مورد غفلت و بي‌توجهي نتايج ناگواري در پي‌داشته و امکان ميرود که طفل مريضي‌اش صعب گرديده که علاج آن مشکل خواهد بود.
26- والدين بايد به کودک نصايح نيک و عادات پسنديده القاء نموده، در مقابل کسي وي را احساساتي ننموده. اگر تربيه نيک گردد و در آينده داکتر، مهندس، قوماندان و عالم دين شود مردم از کردار و رفتار وي چيزي‌هاي خوبي مي‌آموزد. و اگر برخلاف اين باشد جامعه بشري توقع نيکي از وي ندارد، وي غرايز شخص را پرورش مي‌دهد.
27- از اين که طفل به صورت آني تحت تاثير قرار مي‌گيرد بايست از تماشاي فلم‌هاي مبتذل و خلاف ارزش‌هاي اخلاقي جلو وي گرفته شد. و فلم‌هاي به وي نشان داده شود که در آن داستان‌هاي اسلامي، قصه‌هاي شجاعت و همت نياکان و اشخاص برجسته عصر حاضر بوده باشد. و در اين بابت بايد حکومت اسلامي پروگرام خاصي داشته تا از فلم‌هاي عريان و فساد کننده اخلاق جلوگيري و ممانعت به عمل آيد. تابدين صورت اجتماع اسلامي منظم گرديده و از تشتت و پراگندگي آن ممانعت آيد.
28- از چهارسالگي طفل خاطرات خويش را در ذهن نگه داشته و تا آخر عمر با وي باقي مي‌ماند.
اگر اين خاطرات نيک باشد نتايج آن هم نيکو بوده و اگر زننده باشد نتايج بد در ذهن طفل مي‌گذارد، پس والدين کوشش نمايند تا در ذهن طفل خاطرات سوء و بد جانشين نگرديده و بايد به طفل توصيه نيک و اخلاق حميده تلقين گردد.
29- برادران و خواهران بزرگتر بايد متوجه حرکات و روش‌شان باشند زيرا که اطفال از کردار رفتار و اخلاق او پيروي مي‌کنند و طفل اول از پدر و مادر خود در شوون زندگي پيروي مي‌کند، پس بايد موضوع پدر و مادر بايد زياده‌تر متوجه بوده بايد که طفل خود را طوري که لازم است تعليم و تربيه اسلامي بدهد.
30- اگر طفل از آغاز از طرف والدين رهنمايي و تربيه نيک نگردد به رکود و انجماد دماغي مبتلا گرديده وقتي که به سن بلوغ مي‌رسد به عدم انکشاف دماغي دچار مي‌گردد، پس اولياي طفل به حالت رواني وي پي برده، در هر چيز با وي صحبت نموده و وي را معلومات کافي بدهد نه اين که سوال‌هاي او را رد کرده و يا جواب منفي و تند بدهد. البته بعضي اطفال سوالاتي زيادي مطرح مي‌کنند که بايست جواب آن مسالمت آميز و توام با حکمت بوده باشد.
31- اعضاي فاميل و به ويژه والدين بايست بين اولاد خود تبعيض قايل نشود گويا که دختر است و يا پسر، زيرا که اين نوع امتياز بين اطفال تخم کينه توزي توليد مي‌نمايد. مي‌شود که بين پسران هم نظر به کرکتر و اطلاق او نزد والدين مفکوره امتياز پيدا شود. بايست والدين در بين اولاد در لباس خوراک و جاهاي تفريحي فرقي قايل نشوند. زيرا که اين گونه امتياز عواقب بدي را در بر دارد وسبب اختلاف دامنه دار مي‌گردد.


 

صفحه نخست

درباره ما

فصلنامه بشارت

بولتن خبري افغانستان

گفتگو

در ساحل سرود

شمیم احساس

اهل بيت (ع)

مقالات

داستانهای قرآنی

سایتهای افغانستان

کتابخانه

تازه های نشر

گالري تصاوير

تمامی حقوق متعلق به سایت مؤسسه فرهنگی بشارت است     www.bsharat.com