زندگی نامه
شهيد حجة الاسلام خادم حسين اخلاصى جاغورى
ب باز هم
تاريخ تكرار
شد، تكرار يك
حادثه
وتراژدى تأسف
بار كه امواج
غم انگيز
رنجها و
مصائب سوزناك
و دلخراشى را
در بستر خون
آلود كشور ما
جارى ساخت، و
پيكره رنجور
و مجروح اين
قبيله مظلوم
را بار ديگر
در شط خون
كشيد، و زخم
تازه اى بر
آن افزوده
نمود، زخمى
كه هرگز با
مرهم زمان،
التيام
نخواهد يافت،
و همچنان
خونين و
شكوفا، در
بلندگاه
تاريخ يك ملت
و امت باقى
خواهد ماند،
و خونى گرم و
گلرنگ در روح
تاريخ و بستر
انقلاب و
عروق نسلها
تزريق خواهد
كرد.
فلسفه حيات و
كمال يك
انقلاب خون و
شهادت،
قربانى و
ايثار است،
تا از امواج
توفنده و
مرگزا و از
انبوه
تلاطمها و
عصيانهاى
خشماگين
بگذرد و به
ساحل مقصود و
جايگاه امن و
سلامت نائل
آمده و آخرين
ثمرات و بهره
هاى خويش را
در راه امنيت
و سعادت، وهم
چنين در جهت
ترقى و
پيشرفت يك
جامعه قرار
دهد.
انقلابيكه با
پشتوانه
ايدئولوژى و
انگيزه
ايمانى و
اعتقادى، از
سرزمين
مسلمان
افغانستان
شعله كشيد و
همچنان ادامه
دارد، با خون
سرخ پاكترين
رادمردان
سلحشور، و
مجاهدان
پاكباز
سرزمين
خونبار وطن
ما شكل و رنگ
گرفته است،
تا انوار پر
فروغ آن،
ظلمتها و
تاريكيهاى
جهل، تعصب،
خودكامگى و
برترى جوئى
هاى ظالمانه
را محو
نموده، و
مالكيت اخوت
و بردارى،
عدالت
اجتماعى و
سياسى را به
جاى آن معمول
نمايد.
مردم انقلابى
تشيّع كه
پرورده
انديشه سرخ
عاشورا و
راهپوى مسلك
حماسه و
ايثار حسينى
است، پيشگام
تر از همه در
عرصه هاى
خونين انقلاب
و جهاد گرم
مسلحانه حضور
يافته و از
سرمايه جان و
جانان خود در
اين راه مايه
گذاشته، و
چهارده سال
تمام، كوله
بار جهاد و
پيكار و رزم
سخت و بى
امان را با
نيروهاى مجهز
و خونخوار
ابرقدرت شرق
آن روز
مردانه و
شجاعانه بدوش
كشيد، و با
تسخير آخرين
سنگرهاى دشمن
متجاوز،
فاتحانه وارد
پايتخت كشور،
يعنى كابل
گرديدند، و
براى
استقراريك
حكومت صالح و
اسلامى همراه
با اكثريّت
مليّت ها و
احزاب جهادى،
پرچم سبز
جهاد و
انقلاب را
زنده و
سربلند
نگهداشتند،
عزّت و شوكت
تشيّع را، با
مقاومت، و
نبرد
شرافتمندانه
و ايثار و
فداكارى
شهادت
طلبانه، در
سينه ابديّت
تاريخ به ثبت
رساندند.
يكى از اين
سرخ جامگان
مجاهد، برادر
شهيد حجة
الاسلام «اخلاصى»
است كه همه
سنگرهاى
نظامى و
سياسى و همه
دشت و برزن
وطن، هنوز
خالصانه و بى
ريائى او را
در طول
چهارده سال
انقلاب بويژه
سنگر بزرگ
كابل در
خاطره خويش
دارد، تا
جائيكه پيكر
خونين او را
همراه با
پيكر پيشواى
شهيدش «استادعبدالعلى
مزارى» در
آغوش كشيد كه
هم اينك اين
كاروان خونين
بر دوش يك
ملت داغدار و
بيدار، آخرين
نظرهاى و داع
را از تمامى
سرزمين
هزارستان بر
گرفته و خط
شهادت و
ايثار را
يكبار ديگر
در اين
سرزمين و
انديشه
نسلهاى آن
سامان ترسيم
مى نمايند.
شهيد حجة
الاسلام خادم
حسين اخلاصى
فرزند سرور
على در سال
1335 هـ . ش
در منطقه چوب
بوسعيد، از
ولسوالى
جاغورى مربوط
ولايت غزنى
در يك
خانواده
متدين و
مذهبى ديده
بجهان گشود،
دوران طفوليت
و كودكى را
در آغوش گرم
و پرعاطفه
پدر و مادر،
با تربيت
سالم سپرى
كرد. مسائل
دينى و
اسلامى و
فرائض مذهبى
را نزد
والدين خود
آموخت، جهت
فراگيرى علوم
ابتدائى نزد
ملاى مكتب
همان منطقه
مشغول تحصيل
گرديد، او با
تلاش و جديّت
بسيار درس مى
خواند و از
هوش فوق
العاده
خدادادى نيز
برخوردار بود
كه بزودترين
وقت توانست
كتابهاى
ابتدائى را
تمام نمايد.
سپس براى كسب
علوم عاليه
دينى وارد
مدرسه
مهاجرين
بوسعيد مى
شود.
روحانى شهيد
ما بخاطر
علاقه زيادى
كه به
فراگيرى درس
و علوم دينى
داشت در اين
زمينه هميشه
موفق بود،
بطوريكه
بروايت همگان
و هم دوره
هايش، از
طلبه هاى
ممتاز و فاضل
مدرسه بحساب
مى آمد و در
اندك زمان در
همين مدرسه
به كتابهاى
فقهى ارتقا
يافت.
شهيد هميشه
جاويد، براى
تكميل دروسش
در سال 1355
راهى شهر
كابل شد و در
مدرسه «شيخ
محمد امين
افشار» مشغول
تحصيل و كسب
علم گرديد،
اين دوره در
زندگى ايشان
از اهميت
ويژه
برخوردار
است، با جرأت
مى توان گفت
كه دوره
شكوفايى و
رشد استعداد
سرشار آن
شهيد بزرگوار
بود، در اين
دوره
فعاليتهاى
سياسى
جريانها و
گروهها،
ابعاد وسيع
يافته و
عناصر
انقلابى
مسلمان
فعّالانه دست
به كار شده
بودند در اين
شرائط وى از
جمله
مبارزينى بود
كه دست به
فعاليتهاى
سياسى زد و
روحيه مبارزه
و پيكار با
مظالم
اجتماعى در
اين دوره در
انديشه او
شكل گرفت و
با اين
انديشه
انقلابى وارد
فعاليتهاى
اجتماعى
گرديد تا با
بيان رسا و
شيوا، مردم
محروم خويش
را به
مسؤوليتهاى
سياسى و
اجتماعى شان
آشنا نمايد
تا زمينه يك
انفجار
اجتماعى
بوجود آمده و
دوران سياهى
و تباهى به
پايان برسد.
وقوع كودتاى
ننگين
ماركسيستى
مسؤوليت هاى
شهيد اخلاصى
را سنگين تر
نمود و از او
يك چهره
فداكار جهادى
و مبارزاتى
ساخت و صحنه
هاى گرم جهاد
و پيكار، با
نفس هاى گرم
و آتشين او
داغ و داغتر
مى شد. و
مجاهد مردان
سنگر نشين از
شجاعت و
شهامت و از
فكر و انديشه
او راه
مبارزه و
پيكار خويش
را بازيافته
و هدفدار و
مؤمن در راه
مبارزه خود
دلگرم و
عاشقانه
ادامه مى
دادند.
در شرائط كه
آتش خشم ملت
از هر طرف
زبانه مى
كشيد، و موج
سهمگين
انقلاب به
تلاطم درآمده
بود شهيد
اخلاصى براى
آزادى وطن و
نجات ملت، هم
خيز با مردم
جنگ آشنا در
سنگرها و
كوهها، جهاد
مقدس مسلحانه
را عليه دشمن
آغاز نمود.
مجاهد خستگى
ناپذير در
طول چهارده
سال جهاد
اسلامى با
نشان دادن
شايستگى و
كارآئى بسيار
ارزنده به
مقامهاى
بالاى سياسى
نظامى در
تشكيلات
«سازمان نصر»
منحله
افغانستان
ايفاى
مسؤوليت مى
كرد، و
فعالانه براى
خدمت به
مردم، شب و
روز در تلاش
بود فعاليت
هاى نظامى او
شركت در
عملياتهاى ضد
روسى در غزنى
و قره باغ
ولومان
جاغورى و
بسيج نيرو
براى اعزام
به كابل و هم
چنين فعاليت
در پايگاه
شهيد مظفرى و
شهيد رضائى و
سمت مسؤوليت
در پايگاه
شهيد
احمدزاده را
نيز بعهده
داشت.
n فعاليتهاى
فرهنگى :
ارشاد و
راهنماى
جامعه، و
رونق بخشيدن
به مدارس،
بسيج نيروهاى
فكرى جوانان
و نوجوانان
براى تعالى و
رشد فرهنگ
ملى و مذهبى.
n فعاليتهاى
سياسى :
نقش فعال در
تصميم گيرى
هاى سياسى
منطقوى : از
قبيل كيفيت
مبارزه با
عوامل دولت
دست نشانده
روس، امنيت
منطقه و
مهاركردن
جنگهاى
خانمانسوز
داخلى،
مأموريت
بعنوان رياست
هيأت صلح
براى خاموش
كردن جنگ
داخلى در
جاغورى و
موفقيت او در
اين زمينه.
n ويژگيهاى
اخلاقى:
از خصوصيات
اخلاقى شهيد
اخلاصى مى
توان، صداقت،
امانت دارى،
اخلاص،
شجاعت،
مقاومت، تلاش
و ساده زيستى
را نام برد،
او واقعاً
الگو بود.
الگوى پاكى و
ايثارگرى و
عصاره تعهد و
تقوا بود.
شهيد اخلاصى
اين مرد
روحانى
دلسوز،
پيروزى مردم
خويش را در
سايه وحدت و
همدلى مى
دانست و
درگرما گرم
جهاد، مردم و
گروههاى
جهادى را بر
اين امر
حياتى توجه
مى داد، و
خود اين
حقيقت را در
گفتار و
رفتار خويش
به نمايش
گذاشت، او
ضرورت آن را
با تمام
وجودش لمس مى
نمود و از
اوجب واجبات
مى دانست و
در اين راه
زحمتهاى
بسيار كشيد
تا اينكه
مسؤولين
احزاب جهادى
اين حقيقت را
بطور عملى
اقدام كردند
و اختلافات
داخلى را
كنار گذاشته
و حزب وحدت
اسلامى را
پايه گذارى
نمودند.
وقتى كه
كنگره حزب
وحدت اسلامى
در باميان
برگزار گرديد
ايشان ابتدا
بسمت معاونت
كميسيون
اطلاعات
انتخاب و سپس
بعنوان عضو
شوراى مركزى
حزب انتخاب
گرديد
زمانيكه
شوراى مركزى
حزب وحدت
اسلامى به
كابل انتقال
يافت او در
پوشش هيأت
صلح در كابل
از طرف حزب
وحدت اسلامى
كار مى كرد و
آرمان مقدس
رهبرش استاد
مزارى شهيد و
مردم مظلوم
تشيع را در
جلسات مطرح
مى كرد.
شهيد بزرگوار
اخلاصى هميشه
در كنار
«رهبر شهيد»
بود، دوشادوش
او و
مجاهدمردان
جان بركف از
حيثيت و
آرمان شيعه
دفاع مى كرد،
كمتر موفق مى
شد كه بخانه
و زادگاهش
برگردد، تا
جاى كه توفيق
نيافت تا مرگ
پدر و مادر و
همسرش، و
همچنين شهادت
پسر برادرش
را دريابد.
قدرت و عظمت
شيعيان در
كابل، انحصار
طالبان غدّار
را دچار
تشويش كرد
شخصيت هاى
مهم و دلسوز
شيعه خار چشم
براى آنها
گرديد، توطئه
ها و دسيسه
هاى همه
جانبه از سوى
استكبار
جهانى و
ايادى داخلى
آنها، براى
تضعيف شيعيان
در كابل شروع
شد. دشمن
نتوانسته ما
را شكست دهد
اما هميشه
موفق شده كه
ضربت را
افراد خودى و
خائنين به
مردم بر پيكر
هميشه مظلوم
شيعه وارد
سازد، لذا
انسانهاى
ضعيف النفس
را در برابر
اين مردم
تجهيز و
آماده ساخت
تا اينكه رو
در روى مردم
خويش قرار
گرفت.
درگيرودار
همه اين
توطئه ها،
شهيد اخلاصى
در كنار شهيد
استاد مزارى(رحمه
الله) فعاليت
مى كرد و
هيچگاه او را
تنها نگذاشت
و تا مرز
شهادت با
رهبر عزيزش
به دست پست
ترين افراد،
موسوم به
گروه طالبان
پيش رفت.
امّا
بدخواهان و
خائنين بايد
بدانند كه
بشهادت
رساندن شخصيت
هاى انقلابى،
و پرپر نمودن
گلهاى
باغستان سرخ
تشيع، مردم
مقاوم و
قهرمان ما را
نمى توانند
به تسليم و
ذلت بكشانند،
و خون مطهّر
اسوه مقاومت
و قافله
سالار، شهيد
مزارى و
همراهان
وفادارش
سرانجام كاخ
ستم آباد
مسعود، سياف
و بنياد گروه
نفاق پيشه
موسوم به
طالبان را
ويران خواهد
ساخت.
و ما به تو
اى شهيد
قهرمان تعهد
مى بنديم كه
راه تان را
ادامه داده و
نخواهيم
گذاشت كه
دشمنان و
خائنين به
مردم مظلوم
شيعه، آرمان
مقدس تان را
كم رنگ كنند،
فرزندان اصيل
انقلابى
تشيّع ادامه
دهندگان هدف
و آرمان تان
مى باشند.
والسلام
عليكم و رحمة
الله و
بركاته.
|
|