شب است! تاریک تاریک!
شب است! تاریک تاریک!
شب است و چه شب دیگری!
و مردی غمگین و شکسته دل! کودکانی محزون و گرفته!
و بانوی! که آرام به خواب رفته است.
اسماء! آب بریز ولی آهسته آهسته!
فقط آن مرد می داند حکمت آب ریختن آهسته را!
فقط آن مرد می داند قصۀ پهلوی شکسته را.
و داستان تشییع شبانه را... .
آمنه غفاری
|