نگاهي به کتاب: «لب لباب مثنوي»
(اثر مولانا ملا حسين واعظ)


ناظر حسين زکي

نام او لب لباب معنوي است انتخـاب انتخـاب مثنوي است

مقدمه:
مثنوي مهمترين اثر مولانا جلال الدين بلخي، يکي از بزرگترين عارفان و شاعران مشرق زمين است. همو که در ششم ربيع‌الاول به سال ششصد و چهار هجري در بلخ تولد يافت، معروف ترين سخن پرداز ادبيات عرفاني در جهان گرديد و انديشه و عرفان او مرزهاي زمان و مکان را در نورديد و به کل بشريت تعلق گرفت.
در مثنوي مولانا معنويت و عرفان با بهره گيري از آيات قرآن و احاديث نبوي به صورت رسا و نغز به سرايش گرفته شده، عقايد عرفاني و اصول صوفيان به شيوه استعاره و تأويل بيان شده است. با قصه¬ها، افسانه¬ها وحکايتها جذاب و جاويد گرديده است. بسان بحر بي¬پايان در بستر زمان و مکان جاري شده است، دريايي که بس ژرف، پهناور و مواج است؛ به گونه¬اي که غواصان انديشه و عرفان در تلاطم و طوفان او گرفتار مانده و کمتر توانسته به کرانه‌هايي از آن راه يابند. و در اين ميان مشتاقاني که توان و يا فرصت غواصي در درياي مثنوي را ندارند، تنها راه فرونشاندن شعله¬هاي شوقشان، تماشاي امواج و برداشتن قطره¬هايي زلالين آن از ساحل است و چنين نيازي سبب شده تا غواصان بحر مثنوي قطرهاي زلاليني از امواج متلاطمش برگيرند و به عنوان لب اللباب تقديم تشنگان طريق معنويت و عرفان کنند. و در اين ميان کار واعظ دلسوخته ملا حسين کاشفي سبزواري (هروي) سترگ و ستودني است، همو که قرنها پيش همتي کرد، و با تمام وجود خود را در امواج خروشان مثنوي افگند،گوهرهاي گرانبها و قطره‌هاي زلاليني گزينش کرد، از درياي مثنوي، لب لباب معنوي ساخت و به شيفتگان انديشه و عرفان مولاناي بلخ تقديم نمود.
مثنوي هرچند که شرحها، منتخبات و خلاصه‌هاي زيادي در گذر قرنها ديده است،* ولي آنچه که مولانا ملا حسين واعظ در سده نهم انجام داده بديع و بي بديل است. و به همين دليل از آن روزگار تا کنون همچنان مورد اهتمام مثنوي دوستان بوده و همواره در کنار مثنوي قرار داشته است.
ملاحسين کيست؟ و لب اللباب چيست و چرا به چنين گزينشي همت نمود؟ در اين باره مطالبي هرچند کوتاه و ناقص؛ نه در خور مرحوم ملا حسين واعظ و نه در شأن و منزلت لب اللباب تقديم خواهد شد.
الف) ملا حسين هروي
ملاحسين واعظ از اکابر و علماي بزرگ سبزوار که به هرات رفت و در همانجا ماند و کارهاي بزرگش را درهمانجا به سامان برد، مفسر کامل، فقيه فاضل، محدث عالم، اديب و شاعر به نام، از نويسندگان و سرايندگان مشهور قرن نهم بود.
ملاحسين واعظ شبي از شبها سعدالدين کاشغري عارف نامي دوران خود را خواب ديد که او را مي‏گفت: «زود باش و خود را به ‏منزل ما برسان». ازخواب بيدار شد و در جستجوي سعدالدين کاشغري بيرون شد. و هنگامي که به هرات رسيد، سعدالدين جهان را بدرود گفته بود.
ملاحسين واعظ در هرات بر سر مزار سعدالدين کاشغري رفت. و پس از آن به ديدار نورالدين عبدالرحمن بن احمد جامي، شاعر به نام و صوفي بلند آوازۀ کشور رسيد، خوابش را بر جامي نقل کرد. جامي گفت: اين خواب را چگونه تعبيرمي‏کني؟
او در پاسخ گفت : تعبير آن است که در تربت وي مرا به خاک سپارند.
جامي گفت: بهتر آنست با سعدالدين کاشغري ‏خويشاوندي کني. و به همين جهت ملا حسين واعظ دختر خواجه اکبر معروف به خواجه کلان را که پسرسعدالدين کاشغري بود براي پسر خود فخرالدين علي گرفت.
ملا حسين واعظ به دعوت و ترغيب عبدالرحمان جامي در شهر باستاني و ادب پرور هرات به جرگه و جمع نقشبنديه وارد شد. و او که در باب وعظ و ارشاد ماهر و استاد بود، لقب واعظ به خود گرفت. در هرات پيوسته به وعظ و ارشاد مشغول بود. او بيان گرم، سخن شيرين، صوت خوش و آهنگ زيبا و دلنشين داشت و در هفته دو و يا سه بار مجلس و منبر و موعظه داشت، يکي روزهاي سه شنبه در مدرسه سلطاني و يکي هم روزهاي چهار شنبه در سر خاک ‏خواجه ابوالوليد احمد و نيز در حظيره سلطان احمد ميرزا، و ديگري هر صبح جمعه در دارالسياده سلطاني و پس از گزاردن نماز آدينه در جامع امير عليشير وعظ مي‏کرد و مشتاقان بيانش سر تا پا گوش بودند. و چه بسا روزهايي هم بود که او در تلاوت کلام الله مجيد از خود مي‌رفت.
او با شاهزادگان‏تيموري به خصوص کمال‏الدين سلطان حسين بايقرا پادشاه نامي دانش پرور در هرات پيوستگي يافت و امير عليشيرنوايي وزير معروف دربار وي که در پرورش هنر و دانش از بزرگان بود او را بسيار مي‏نواخت و به نگارش ترغيب مي‌کرد.
مولانا ملا حسين هروي دانشمند پرکار بود. و اکنون بيش از سي و هفت کتاب در فنون مختلف از جمله در تفسير، حديث، فقه، اخلاق، تاريخ، نجوم، رياضيات، عرفان، تصوف و ادب از او بر جاي مانده است. او در تمام اين دانشها ‏ زبردست و در نظم و نثر زبان فارسي نيرومند بود. بسياري از اشعارش را در تأليفات خود نيز آورده است. ملاحسين واعظ در شعر فارسي کاشفي تخلص مي‏کرد، و از اين رو به او کاشفي هم مي¬گفتند. مؤلفات معروف کاشفي بدين قرار است:
1. جواهر التفسير لتحفة الامير؛ که آن را به زبان فارسي به نام امير عليشير نوشته و جلد اول آن از آغاز قرآن کريم تا سوره آل عمران است، و از نگارش آن در سال890 هجري قمري فراغت يافت. و در سال 892 هجري قمري به تأليف جلد دوم آن آغاز کرد، ولي نتوانست آن را به پايان برساند.
2. مختصر الجواهر. اين تفسير نيز به زبان فارسي است و در ظاهر خلاصه‏اي از کتاب جواهر التفسير او است.
3. جواهرالاسرار و زواهرالانوار، در شرح مصطلحات صوفيان.
4. جامع الستين، اين کتاب تفسير عرفاني و اخلاقي و تاريخي سوره يوسف در 60 فصل به زبان فارسي است. و آن را در شصت مجلس املا کرده است و به همين دليل جامع الستين را بر او نام‏ نهاده است.
5. المواهب العليه، تفسير فارسي معروف به تفسير حسيني، اين کتاب در دو جلد است، جلد اول آن از ابتداي قرآن کريم تا پايان سوره کهف و جلد دوم آن از سوره مريم تا آخر قرآن مجيد است. و آن را در محرم 897 هجري قمري به نام امير عليشيرنوايي به نوشتن آغازکرده و در 2 شوال 899 هجري قمري به پايان رسانده است.
6. روضة الشهداء، به زبان فارسي از اثرهاي معروف و مشهور کاشفي است نثر او در اين كتاب از بهترين نمونه‌هاي نثر فارسي به شمار مي‌رود. وقايع و داستان پردازيها عالي، جمله‌ها استوار و محکم است. نظم و نثر با هم آميخته و از شاهکارهاي تراژدي در زبان فارسي به شمار مي‌رود. روضة الشهداء در بارة شرح شهادت سرورشهيدان حسين بن علي(ع) و ياران آن حضرت است. اين کتاب مدتهاي بسيار طولاني در ايران و نيز در افغانستان امروزي در ميان ‏شيعيان متداول و مورد استفاده بود و به ايام عزاداري ماه محرم و صفر در منبر و حسينيه مورد استفاده وعاظ و روضه خوانها قرار مي‌گرفت. و در مجالس سوگواري مردماني كه به ياد شهدي كربلا دور هم مي‌نشستند خوانده مي¬شد. و اصطلاح «روضه» و «روضه خواني» بر گرفته از نام همين کتاب است. او اين کتاب را در سال 908 هجري قمري به پايان رسانيده است.
7. شرح مثنوي، و آن را نيز در هرات نوشته است.
8. لباب معنوي في انتخاب مثنوي، اين كتاب خلاصه‏اي از مثنوي است و به خواهش رفقاي طريقت خود آن را فراهم کرده‏است.
9. لب لباب مثنوي؛ که آن را پس از تأليف لباب معنوي به راهنمايي مسيب نامي از بزرگان دربار هرات‏ گزينش کرد و کتاب خلاصه‌اي از آن فراهم نمود. او اين کتاب را در روز شنبه آخر ماه مبارک رمضان 875 هجري قمري به پايان رسانده است.
10. اخلاق المحسنين معروف به اخلاق محسني، که آن را به پيروي از اخلاق ناصري خواجه نصيرالدين طوسي و اخلاق ‏جلالي علامه دواني به نام سلطان ابومحسن ميرزا پسر سلطان حسين نوشته و در سال 900 هجري قمري از نگارش آن فراغت يافته است. کتاب اخلاق محسني، از معروف‏ترين کتابهاي اخلاق به زبان فارسي است.
11. مخزن الانشاء، کتابي در اصول انشاء و نامه نويسي است و آن را به نام سلطان حسين‏ و اميرعليشير نوشته است.
12. کتاب ديگري در انشا که آن را به جدول نوشته و در جمادي الآخر 907 هجري قمري در روزهاي واپسين عمرش به پايان رسانيده است.
13. انوار سيهلي تهذيب کليله و دمنه، اين کتاب به زبان فارسي روان به نام شيخ امير احمد سهيلي کتابت کرده است و تحرير جديدي از كليله و دمنه، مجموعه‌اي از افسانه‌هاي حكمت آميز از زبان پرندگان و ديگر حيوانات است. قصد او از اين تحرير رفع غرابت لغات، از استعارات و الفاظ دشوار در نثر کليله و دمنه بوده است.
14. بدايع الافکار في صنايع الاشعار، در بيان اقسام صناعت شعري و بديع.
15. اسرار قاسمي در سحر و طلسمات، اين کتاب را به زبان فارسي در سال 907 هجري قمري به نام مير سيد قاسم از امراي دولت صفويه نگاشته است و پسرش فخرالدين علي آن را خلاصه کرده است.
16. جام جم يا آئينه اسکندري، در استخراج مطلوب‌ها و کشف نهاني¬ها، اين کتاب را به زبان فارسي به رشته تحرير آورده است.
17. لوايح القمر، آن را در احکام نجومي ماه، به نام شمس الدين محمد پرداخته و به سال 878 هجري قمري از آن فراغت يافته است.
18. ميامن المشتري که آن را در احکام نجومي ستاره مشتري تأليف کرده است.
19. سواطع المريخ که آن را در احکام نجومي ستاره مريخ نوشته است.
20. لوامع الشمس که آن را در احکام نجومي خورشيد نگاشته است.
21. مناهج الزهره که آن را در احکام نجومي ستاره زهره تأليف نموده است.
22. نصايح عطارد که آن را در احکام نجومي ستاره عطارد نوشته است.
23. مواهب الزحل که آن را در احکام نجومي ستاره زحل نوشته و در سال 910 هجري قمري آن را به پايان رسانده است.
24. مرصد الاسني في استخراج اسماءالحسني .
25. رسالة العلويه که آن را به نام شيخ عبدالله نقشبندي نوشته است.
26. تحفة العلية.
27. رساله در علم اعداد .
28. رساله در اوراد و ادعيه.
29. رساله حاتميه در حکايات راجع به حاتم طائي که به نام سلطان حسين بايقرا در 891 هجري قمري پرداخته است.
30. تحفة الصلوة که آن را در رمضان 889 هجري قمري به پايان رسانده است.
31. رسالة العلية في احاديث النبويه شامل چهل حديث از احاديث نبوي است.
32. اختيارات نجوم.
33. فيض النوال في بيان الزوال.
34. مفاتيح الکنوز در کيميا مجموعه رسائل حکما در بيست رساله.
35. ميامن الاکتساب في قواعد الاحتساب .
36. آينه سکندري در حساب .
37. صحيفه شاهي.
38. مرآت الصافي صفات المصطفي.
ملا حسين واعظ کاشفي پس از سالها وعظ و ارشاد کشف و شهود و تأليف و تصنيف به سال 910 در هرات دار فاني را وداع گفت و در نزديکي عيدگاه سابق هرات بخاک سپرده شده است. باغ وايواني بزرگ در مقابل مزارش احداث گرديد که متاسفانه در اثر اشغال افغانستان و جنگ نيروهاي شوروي سابق ويران شده‌است.
ب) لب لباب مثنوي
همانگونه که تذکر رفت «لب لباب مثنوي» کتاب مشهور و به نام است، و از قرن نهم تا کنون در کنار مثنوي مولانا در کتابخانه‌هاي معروف دنيا قرار دارد.
لب لباب مثنوي گزيده گزيده مثنوي حضرت مولاناي بلخي است که ملاحسين واعظ هروي در طي دو فرايند گزيده نويسي آن را فراهم آورده است. در اين فرايند او مثنوي را به نزديک به پانصد موضوع تقسيم کرده و شعرهاي مربوط به هر موضوع را زير آن قرار داده است. مولانا حسين واعظ در شعري «لب لباب مثنوي» را اينگونه معرفي مي‌کند:
نام او لب لباب معنوي است انتخاب انتخاب مثنوي است
واعظ هروي به دو دليل اقدام به چنين گزينش کرد: يکي آنکه مثنوي بحر بي پايان است که استفاده از همة آن جز براي خواص و عرفاي کامل الايمان ميسور نيست، و دوم اينکه تعدادي از رفقاي طريق از او تقاضاي چنين انتخابي کرده بودند. و او هم به دليل اينکه فوايد مثنوي هم نسبت به مبتديان طريق اتم و اکمل باشد و هم التماس و تقاضاي رفقاي طريق را لبيک گفته باشد، لب لباب مثنوي را پديد آورد. چنانکه خود در مقدمه آن گفته است:
«بعد از تقديم حمد و ثناي حضرت واجب الوجود.. که وجود فايض الجود لب لباب معنوي را که مرآت الحضرتين است به شرف انتخاب از مثنوي عالمين غيب و عين مشرف گردانيد... که سابقا فرمان غيبي و ايمان لاريبي به تحرير رساله‌اي در انتخاب مثنوي به حضرت مولوي صفوة الاولياء العارفين، اسوة الاصفياء المکاشفين... جلال الحق محمد بن الحسين البلخي ثم الرومي.. اتفاق افتاده بود... به واسطة آنکه جمايل عرايس نفايس آن دقايق جلية الانوار جليلة المقدار و کمال فوائد عوائد آن دقايق خفية الاسرار بهية الاثار جز به نظر عالي خواص در نمي‌آمد و نقاب خفا از وجوه معارف آن کلمات سامية السمات، صافية الصفات جز به مشاهدة تامه عرفاي کامل الايمان.. مرتفع نمي‌گشت، ثانيا جمعي از رفقاي طريق و اجلاء علي التحقيق.. از اين فقير حقير کمترين کمتر از قطمير حسين بن علي البيهقي الواعظ.. التماس انتخاب ديگر از آن نسخه که موسوم بود به لباب المعنوي في انتخاب المثنوي نمودند بر وجهي که نسبت به مبتديان طريق و سالکان مناهج حقيقت فوائد آن اعم و اشمل و عوائد آن اتم و اکمل باشد، بعد الاستخاره و الاستجازه به ايجاب اين ملتمس اقدام رفت و بيتي چند از آن بر نسق خاص و طرزي بديع رقم تسطير يافت:
نام او لب لباب معنوي است انتخاب انتخاب مثنوي است
و اين «انتخاب انتخاب» به سال 875 هجري قمري به کمال رسيد و پايان يافت.
لب لباب از کتابهاي گران¬سنگ و بسيار سودمند کاشفي به زبان فارسي است که تا کنون پنج قرن از عمر آن مي‌گذرد و هنوز غبار کهنگي و ستار فراموشي بر سرو صورت سايه نگسترده است و تلخيص چنين نفيس و مطبوع جاي آن را نگرفته است. اين کتاب در ايران نخستين بار از روي نسخه خطي معتبري متعلق به کتابخانه حاج سيد نصرالله تقوي به سال 1319 هجري شمسي در تهران به وسيله بنگاه افشاري چاپ و انتشار يافت. و پس از آن نيز بارها به دست چاپ و نشر سپرده شد، از جمله بنگاه انتشاراتي اساطير آن را چاپ و منتشر کرده است و در سال 1383 انتشارات اساطير براي دومين بار آن را تجديد چاپ کرد. و آخرين بار اين کتاب به وسيلة مؤسسه فرهنگي صراط در خزان 1386 هجري شمسي در قطع وزيري، 618 صفحه، با جلد و طرح خط نستعليق در کاغذ مرغوب با پيشگفتاري از عبدالکريم سروش در تهران به چاپ رسيد. و همة اينها حکايت از اهميت و ارزشمندي اين کتاب دارد.
ساختار و اصول هندسي کتاب
مرحوم ملاحسين واعظ با ذوق و سليقه و هنرنمايي که در نگارش و تأليف داشت، لب لباب را در ساختار بديع پديد آورده و اصول هندسي آن را بر اساس سه عين استوار ساخته است. در حالي که هر عيني با چندين نهر (جمعا 16 نهر) و هر نهري با چندين رشحه (جمعا 78 رشحه) سامان يافته است، به اين هدف که عين اول جامع اطوار شريعت باشد و عين دوم مخزن اسرار طريقت و عين سوم مطلع انوار حقيقت. اين سه عين سه قاعدة کتاب است که هرکدام به سهم خويش اجزاي اثر (نهرها و رشحه ها) را محکم و روان ساخته است، زيرا هر عيني چند نهر و هر نهري مشتمل بر رشحات مطهر و مظهر تفاصيل جمل است. و به مقتضاي مقام هر کلامي به بهترين وجه بيان و بسط يافته است. چنانکه او خود در مقدمه کتاب چنين گفته است:
«... لاجرم جهت انفجار مياه اين معاني سه عين متعين ساخت، که عين اول جامع اطوار شريعت باشد، و عين دوم مخزن اسرار طريقت و عين سوم مطلع انوار حقيقت. و باز اجراء زلال نوال، هر عيني را چند نهر (کلا 16 نهر) که مشتمل بر رشحات مطهر و مظهر تفاصيل جمل آن باشد مقرّر کرد. و در هر محل که سخن مستدعي بسطي يا مقتضي توضيحي خواهد بود في الجمله به طريق خير الکلام در آن باب شروعي خواهد رفت...».
كاشفي پيش از ورد به عيون و نهرهاي کتاب، سه مناجات و چهار نعت به عنوان مقدمة کتاب دارد. مناجاتهاي سه گانة کتاب با مصرع «کاي کمينه بخششت ملک جهان/ من چه گويم چون تو مي‌داني نهان» آغاز مي‌شود و با «از تو‌اي بي نقش با چندين صور/ هم مشبه هم موحد خيره سر» خاتمه مي‌يابد.
مناجات نخست در بارة درياي بيکران فيض الهي است که سرگشتگان ساحل عدم را استحقاق وجود بخشيد و بعد از فيض وجود قابليت استفاضه عنايت کرد. و مناجات دوم در بيان اجابت دعاي بنده به رحمت و ميل به تضرع و... است و مناجات سوم در استدعاي مدد به هنگام حيرت.
نعت نخست در وصف حضرت محمد(ص) مظهر اسم الاعظم است و نعت دوم در بيان معراج و عروج وصول به مرتبة اوادني و مقام قاب قوسين و ادني. و نعت سوم در بارة مرتبه شفاعت که عبارت از افاضة انوار ملکوتيه است. و بالاخره نعت چهارم در بيان قطبيت حضرت محمد(ص) و خلافت و ولايت ابن عم او حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام است. و سپس به بسط و بيان عينهاي سه گانه و نهرها و رشحه‌هاي آن پرداخته است.
عين اول مشتمل بر هفت نهر و چندين رشحه است، حقايق اطوار شرع مبين و دين متين را بيان کرده است و صفت آن «يشرب بها المقربون» است. نهرها و رشحه‌هاي عين اول در بيان ايمان، شهادت، عبادت، طهارت، نماز، روزه، امساک، مفطرات، زکات، حج، جهاد، قضا و قدر، جبر و اختيار، علم، حسن، کمال، و عقل، رجاء، خوف، عدل، ظلم و مکافات، عرض اعمال، حشر و نشر خلايق، منازل اجتهاد، مرگ و حکمت‌هاي مرگ، تن و روح، بقاي روح، حقيقت بهشت و دوزخ مي‌پردازد.
عين دوّم در بيان دقايق اسرار طريقت است و اين عين که بحر معاني را منبع همو تواند بود نکته «عينا فيها تسمي سلسبيلا» اشارت بدو دارد. و نهرها و رشحه‌هاي آن در بيان سلوک طريق تَنَبُّه و بيداري، توبه، صحبت و پيوستن به نيکان، طلب و توسل و اعتصام به حبل الله، رهبري و متابعت از او و مراعات ادب با او، و سير و سلوک، حزم و احتياط، جذبه، رياضت و مجاهدت، ترک دنيا و هواي نفس، و طلب صفاي دل، خلوت و عزلت، صمت و سهر وجوع، صبر، ترک تقليد، نياز و دعا، حسن خلق، صدق و صفا، جود، شکر، رضا، قناعت، توکل، تفويض، تواضع، حلم، اخلاص وبيان صفات سالک و آنچه که او را به نهايت طريق طريقت مي‌رساند و مراتب حقيقت را مطمح نظرش گرداند و نيز بيان سماع که آرام دل عاشقان است و سرور سينه صادقان و دواي درد دل سالکان و همچنين در بيان ذکر و ياد حق، و تفکر، يقين، معرفت روح و دل، و قرار با حق و فرار از خلق است.
عين سوم کتاب در لوامع انوار حقيقت است و نکات اين عين به جهت نضارت بساتين قلوب عرفا در سه نهر جريان يافته است و اين ماجرا صافي است از شوائب چون وچرا (عينا يشرب بها عبادالله يفجرونها تفجيرا).
نهرها و رشحه‌هاي عين سوّم در بيان عشق و عشّاق است و نيز در بيان فناي عاشق، عشق مجازي، تجريد عاشق، اتحاد عاشق و معشوق، و يک رنگ شدن در کارخانه صبغة الله و من احسن من الله صبغته؟ و بيان مشاهده و شهود، و قبض و بسط و خوف رجاء و بيان سکر عشق، قرب و وصلت که عبارت است از سبق رحمت به محبت. و بيان معرفت و درک حق و فناء شدن که عبارت است از عدم شعور به واسطه استيلاي ظهور هستي حق بر باطن. و در نهايت بيان توحيد که نهايات مقامات و غايت غايات است و مراد از توحيد آن است که در کونين مشهود سالک نگردد الا حق تعالي. و بدينسان کتاب که با مناجات حضرت حق آغاز يافته با توحيد و مقامات آن چنين پايان يافته است:
تيرگان عالم وهم و گمان

کي توانند از يقين دادن نشان


چون که او در بي نشاني محو شد

محو شد در وي نشانيها که بد


مثنوي از بهر او يک گوهر است

کز بيان و فکرها بالاتر است


چون به يک گوهر چنين مفتون شديم

بحر اگر موجي برآرد چون کنيم


و در نتيجه لب لباب مثنوي با گزينش گزينش گوهرهاي گرانبهاي مثنوي براي تشنگان انديشه و عرفان عارف دلسوختۀ رومي، کار سترگ و بزرگ از کاشفي هروي است به گونه‌اي که تا کنون در کنار مثنوي ماندگار مانده و به خوبي لب لباب مثنوي را از بحر عظيم و پهناور مثنوي آنچنان که در خور مثنوي است تقديم تشنگان بحر مثنوي مولاناي بلخ کرده است.

(فصلنامه سراج- نشريه مركزفرهنگى ـ اجتماعي سراج/سال چهاردهم، شماره 29 و 30، خزان و زمستان 1386)


منابع
1. ملاحسين کاشفي، مقدمه لب لباب مثنوي.
2. سعيد نفيسي، مقدمه لب لباب مثنوي، تهران، ارديبهشت 1319.
3. عبدالکريم سروش، پيشگفتار لب لباب معنوي، تهران، مؤسسه فرهنگي صراط، چاپ اول، پاييز 1386،
4. http://www.etemaad.com/Released/86-12-08/219.htm محمد صادقي
5. http://www.persian-language org/Group/ AsarAdabiat.Asp?ID= 1273&P =5
برگرفته از دانشنامه زبان و ادبيات فارسي
6. http://www.qomicis.com/Farsi/neshast_elmi/maghatel.aspx
7. http://www.taghribnews.com/tmain_ fa.aspx?lng = fa&mode = art&artid =20861.
8. http://www.sedehlenjan.com/index.php
9. http://www.shaaer.com/nikan/nikan67.htm
10. http://fa.wikipedia.org/wiki/




سایت مؤسسه فرهنگی بشارت
وبلاگ نگاهی نو















 









 
فقه و حقوق کلام و فلسفه اخلاق و تربیت خانواده کتابخانه سخن سرا یادداشت گالری تصاویر پیوندها اهل البیت سیره و تاریخ پاسخ به سوالات مقالات منتشر شده شخصیتهای فرهنگی-سیاسی